ساختار سازمانی کارآفرینی(حاتم خلیلی پور-مقاله)
بسمه تعالی
دانشگاه سمنان
دانشکده اقتصاد ، مدیریت وعلوم اداری
استاد راهنما : جناب آقای دکتر گرفمی
حاتم خلیلی پور
نام درس : کارآفرینی سازمانی و اجتماعی
موضوع : ساختار سازمانی کارآفرینی
بهار 1390
مقدمه:
در این مقاله به بررسی ساختار سازمانی کارآفرینی در سازمان های مختلف(کارآفرینانه - سنتی)می پردازیم که شامل چند مبحث است.در این مقاله به بررسی این مباحث ساختار سازمانی کارآفرینی برای آشنایی کسانی که به کارآفرینی علاقه دارند می پردازیم تا ضمن آشنایی آن ها با این مباحث،کمکی هم برای فعالیت های کارآفرینانه آن ها در آینده کرده باشیم. سازمان ها در برهه ای از زمان که از آن عصر دانش یا عصر نوآوری و کارآفرینی نام برده می شود،خود را برای مدیریت تغییرات شتابان و دگرگونی های ژرف جهانی آماده می سازند.در این مقطع حساس سرعت تغییرات و تحولات از حد تصور فرا رفته و جدالی برای احراز برتری های صنعتی،علمی و فنی در قرن آینده شروع شده است.سازمان های آینده نگر که از آنها به عنوان سازمان های کارآفرین نام برده می شود برای رویارویی با این تحولات گسترده و فراگیر به جستجوی روش های نوین پرداخته اند.سازمان های کارآفرین دارای ویژگی های رفتاری و ساختاری خاصی هستند به طوری که این ویژگی ها زمینه موفقیت این سازمان ها را در عرصه رقابت جهانی فراهم می آورد.
محیط داخلی سازمان کارآفرین:
1).ماموریت و اهداف سازمان کارآفرین:
یکی از ویژگی های سازمان کارآفرین دارا بودن بیانیه ماموریت واضح،منعطف،مشتری گرا و مدون است به گونه ای که رشد سازمان را از طریق اقدامات پرمخاطره و جدید تشویق می کند.در واقع یکی از موضوعات محوری کارآفرین این است که کلیه کارکنان یک سازمان ماموریت سازمانی را احساس و نسبت به آن هیجان و شوق داشته باشند.در شرکت های کارآفرین به دلیل وجود آرمان مشترک و بیانیه ماموریت اختلاف نظر و سلیقه ها نه تنها باعث ایجاد تنش و تعارض نمی شود بلکه خود علت هم افزایی و واگرایی هایی می شود که به ایجاد دیدگاه های مختلف جهت نوآوری می انجامد.به تعبیر پیترسنج آرمان و ماموریت مقصد مشخصی است و تصویری از آینده مطلوب به شمار می آید.آرمان می تواند تغییر کند.شکاف بین آرمان مشترک و واقعیت های موجود سازمان ایجاد تنش خلاق می کند که خود باعث حرکت،ذوق،کوشش و نوآوری می شود.اولین قدم برای ایجاد آرمان مشترک در ذهن ها نقش بسته است.در سازمان سنتی همواره آرمان از بالا و از طریق فرآیند رسمی برنامه ریزی بیان می شود.همچنین در چنین سازمان هایی که مبتنی بر سلسله مراتب خشک می باشند کسی از خود نمی پرسد که آرمان سازمان چگونه به وجود آمده است.تمامی کارکنان غالبا خط مشی مشخصی را دریافت می کنند و بدون آن که اتفاق نظری داشته باشند به انجام وظایف خود می پردازند.سازمان های کارآفرین خود را با استانداردهای قبلی نمی سنجند،بلکه با آرمان آینده و اینکه چقدر با آن فاصله دارند می سنجند،آن هم با آرمانی روشن،منعطف و مشتری گرا که عمدتا به مهارت ها و اثربخشی رهبران سازمانی احتیاج دارد تا برای دستیابی به آن و به وسیله ی ارتباطات،در کارکنان ایجاد انگیزه و شوق کنند.به طور کلی یک آرمان خوب باید اولا،ارزش بیشتری برای مشتریان و افراد ذینفع خلق کند.ثانیا،دارایی های سازمان را افزایش دهد.ثالثا،حاصل عمیق ترین ارزش های سازمان باشد.آرمان و ماموریت سازمان کارآفرین،مرکز و قلب برنامه ی استراتژیک،هدایت کننده ی فرهنگ و سوخت موتور نوآوری سازمان است که روشن بودن آن باعث کاهش بی اطمینانی مدیران و افزایش ریسک پذیری آن ها می شود.
طراحی سازمان است که واحدها،بخش ها و شبعات و آن چه که هریک از آن ها انجام می دهند و مسولیت برای آن دارند را شامل می شود.ساختار الگو رسمی است که چگونگی گروه بندی مشاغل و افرد را نشان می دهد.پیتر دراکر ساختار سازمانی را مناسب ترین فضا برای ایجاد کارآفرینی می داند.در یک ساختار برو کراتیک قدرت،دانش و دادها در سطح عالی سازمان متمرکز می شود.نام دیگر ساختار بروکراتیک ساختار مکانیکی است.ساختار مکانیکی ساختاری منطقی و غیر شخصی است که مبتنی بر تصمیم گیری های متمرکز،مقررات و رویه های رسمی،انجام فرآیندهای سازمانی در حالتی رسمی و یکسان و وظایف تخصصی شده می باشد.یک سازمان کارآفرین خواهان اجتناب از ساختار مکانیکی و استقرار ساختار ارگانیکی می باشد.چرا که ساختار ارگانیکی نوآوری و کارآفرینی را در سازمان افزایش می دهد.ساختار کارآفرینانه ارگانیکی دارای دگرگون پذیری و انعطاف،حداقل سلسله مراتب و صرفا مقررات ضروری بوده.هدف از ساختار ارگانیک حفظ نوآوری و بهره وری در سازمان است که برای حمایت از چنین ساختاری،توانمندسازی به عنوان بخشی از استراتژی سازمانی مورد توجه قرار می گیرد.برنز و استاگر در جواب این سوال که تحت چه شرایطی به کارگیری ساختار ارگانیک بر ساختار مکانیکی ارجحیت دارد معتقند که ارجحیت یک ساختار بر ساختار دیگر بستگی به موقعیت دارد:
الف) هرقدر که افراد در سازمان از توانایی های فکری و ذهنی بیشتری برخوردار باشند به همان اندازه ساختار ارگانیک مناسب تر خواهد بود.
ب) هرقدر محیطی که سازمان در آن واقع شده است دچار تغییرات بیشتر و سریعتر باشد به همان اندازه به اهمیت انعطاف پذیری در ساختار ارگانیک افزوده می شود.
فری معتقد است که ساختار سازمانی کارآفرینانه،ساختاری است که به صورت ارگانیک در سراسر سازمان ایجاد شده باشد.اصول کارآفرینی سازمانی نک و اکلس نشان می دهد که ساختار سازمانی رفتارهای کارآفرینانه را ارتقاء می بخشد و عنصری اساسی برای موفقیت کارآفرینانه یک سازمان است.طبق نظر برگلمن زمینه ساختاری به مکانیزم مدیریتی متعددی که مدیریت عالی می تواند برای تاثیر گذاری بر منافع عاملین استراتژیک در سطح میانی و عملیاتی سازمان مورد دستکاری قرار دهد اشاره دارد.کاوین و اسلوین بیان می دارند که به هنگام ایجاد ساختار سازمانی کارآفرینانه مدیران باید همواره به خاطر داشته باشند ارگانیک و فاقد شکل ثابت باشد.عناصر کلیدی متعددی در تعیین ساختار کارآفرینانه نقش دارند،که در این میان پرورش جو و فرهنگ سازمانی مناسب از اهمیت زیادی برخوردار است.یک جو کارآفرینانه که کشف و تسهیل فرصت ها و پرورش انگیزه تعقیب فرصت را ارتقاء می دهد،ایدئولوژی ای را فراهم می کند که کارکنان بتوانند برای ایجاد سرمایه اجتماعی متعهد باشند.بارتلت و گوشال معتقدند که در ساختار سازمانی یک فلسفه سازمانی معطوف به نقش های افراد،روابط و ابتکارات کارکنان عملیاتی نیز مورد نیاز است.روابطی که بر حسن شهرت،اعتماد،رابطه متقابل و وابستگی های دوسویه متمرکز است منجر به ایجاد ساختارهای کارآفرینانه حمایتی می شود.از این رو قدرت و کنترل در یک ساختار کارآفرینانه ایجاد نوآوری را تسهیل می کند.در سازمان باید ساختاری ایجاد شود که از رفتارهای کارآفرینانه اعضای سازمان حمایت نمایند.در گام نخست مدیران باید سلسله مراتب سازمانی ایجاد نمایند و فرهنگ کارآفرینانه را در درون سازمان اشاعه نمایند.
مهمترین ویژگی های ساختارهای کارآفرینانه عبارتند از:
الف)نوآوری کارکنان عملیاتی با ارتباطات روشن
ب)ایجاد اشکال سازمانی جدید
پ)کاهش سبک آمرانه با صرف نظر کردن از کنترل متخصصان به جای تاکید بر ارشدیت
ت)نوآوری سازمان یافته در تعقیب یک ماموریت صریح
ث)استانداردهای بالا و انعطاف پذیری در قالب ارزش های قابل قبول
سازمان های کارآفرین در صددند تا فلسفه و روحیه سازنده ای را بر سازمان حاکم نمایند و ساختار سازمانی را به گونه ای در آورند که تعداد نوآوری های شرکت از حد متوسط بیشتر شود.سازمانهای کارآفرین به منظور تحقق این امر از ساختارهای دو منظوره استفاده می نمایند.یعنی ساختار آن به گونه ای است که از یک سو بر خلاقیت و ابتکار عمل مفید است وازسوی دیگر برای به کارگیری پدیده ی جدید مناسب می باشد.دراین حالت هنگامی که نظر یا ایده ی جدیدی ارائه شود سازمان حالت ارگانیک به خود می گیرد وچون مسئله ی بکارگیری پدیده ی جدید ارائه شود ساختار سازمانی بصورت مکانیکی در می آید.درچنین شرکتهایی دوایر خلاق وتیمهای کارآفرین تشکیل می شوند وشرکت می کوشد تا تفکر خلاق و نوآوری را درسازمان ترویج نماید.وبه گونه ای عمل کند که همه ی اعضای سازمان در اندیشه ی خلاقیت و نوآوری می باشند.
2-1) دوایر خلاق:
در سازمان های کارآفرین مساله ابتکار عمل و خلاقیت به واحدهایی واگذار می شود که آنها را دوایر خلاق می نامند.دوایر ستادی مثل تحقیق و توسعه و تجزیه و تحلیل سیستم ها راه های جدیدی را ارائه می کنند که سایر دوایر سازمانی باید آن ها را به کار ببندند.ساختار دوایری که پدیده ی جدیدی را عرضه می کنند حالت پویا دارند تا شیوه ی ارئه نظرات و روش های جدید آسان گردد.دوایری که از این نوآوری ها استفده می کنند دارای ساختار مکانیکی هستند.زیرا چنین ساختاری از نظر تولید کارآیی بیشتری دارد.برای مثال مرکز محصولات جدید شرکت رای تان 25سال است که فعال و نمونه ای از سازمان کارآفرین و نوآور است.کارکنان دارای روحیه خلاقی هستند و در عین حال نظم بسیار بر سازمان حاکم است و کنترل های شدیدی اعمال می شود.کارکنان برای ابراز نظر و عقیده جدید دارای استقلال و آزادی عمل بسیار زیادی هستند و هیچ گاه از رابطه سازمانی که با سایر دوایر سازمان دارند غافل نمی مانند.
2-2)تیم های کارآفرین:
تشکیل تیم های خلاق و کارآفرین از جمله روش هایی است که در سازمان های کارآفرین به کار گرفته می شود و اعضای آن ها از آزادی عمل نسبتا زیادی برخوردار هستند.معمولا مکان خاصی به تیم های کارآفرین اختصاص داده می شود و تسهیلات لازم در اختیار آنها گذاشته می شود تا از قید و بند مقررات سازمانی رها گردند.شرکت دارویی داو یک تیم خلاق و کارآفرین به وجود آورد و به آن اختیار لازم داده شد و آن تیم می توانست هر نوع طرح جدیدی را برای هریک از دوایر سازمان ارائه کند.بعضی از سازمان ها نیروی ضربت به وجود می آورند تا آن ها بتوانند محصولات جدیدی را ارائه کنند.معمولا در این تیم ها به افراد آزادی عمل کامل داده می شود تا آنها بتوانند نظرات جدیدی ارائه کنند.این تیم های خلاق کوچک هستند و ساختار سازمانی آنها حالت ارگانیک دارد.تیم خلاق و کارآفرین به صورت شرکتی کوچک در می آید که درون شرکت بزرگتر قرار می گیرد.برای مثال در دو شرکت بزرگ آمریکایی(کداک و تلفن و تلگراف آمریکا)تیم های خلاق تشکیل شده اند که اعضای آن ها بدون رعایت سلسله مراتب اداری می توانند راه حل های ابتکاری ارائه دهند.شرکت کداک از سال1984این کار را با تشکیل 14تیم شروع کرد و آن ها واحد مستقل تجاری نامید.هر واحد شرکتی بسیار کوچک است که درون شرکتی بزرگتر واقع شده است و در زمینه ی نرم افزار رباط و سایر وسایل الکترونیکی مطالعه و تحقیق می کند.بزرگترین موفقیت شرکت ای.بی.ام مرهون کار یک تیم خلاق بود.شرکت تلفن و تلگراف آمریکا این کار را با یازده واحد خلاق شروع کرد و تنها یکی از آن ها توانست دستگاه پیکسل تولید کند.این دستگاه توانست تولید تصویرهایی که در کامپیوتر به وجود می آید به صورت چشم گیری بالا برد.چنین تیم هایی که در شرکت مذبور فعالیت می کنند از آزادی عمل زیادی برخوردار هستند و سیستم دیوان سالاری شرکت نمی تواند مانع آزادی آن ها شود.
2-3)قهرمانان خلاق
مهمترین راه آورد این شیوه ی مدیریت در سازمان های کارآفرین پدید آمدن،نیروهایی است که آنان را قهرمانان خلاق یا قهرمانان نظریه پرداز می نامند،یعنی همان چیزی که در برخی از سازمان هاآانان را مبتکر می نامند.این پدیده باعث می شود تا انرژی و وقت لازم در اختیار اعضای سازمان گذاشته شود و در نتیجه همان چیزی به دست آید که سازمان در پی آن است.این نیروها یعنی قهرمانان خلاق،در برابر موانع طبیعی که در مسیر تغییر و نوآوری به وجود می آیند مقاومت و مبارزه می کنند و می کوشند تا دیگران را از ارزش های یک نظر یا طرح جدید اگاه سازند و از این بابت آنها را متقاعد کنند. برای مثال شرکت ابزارسازی تگزاس 50 طرح فنی موفق و ناموفق را مورد بررسی و مطالعه قرار داد واز میان آن ها به یک طرح بسیار جالب دست یافت.از ویژگی های طرح های موفق و ناموفق این بود که در هیچ یک از آن ها ردپای یک قهرمان داوطلب دیده نمی شد.در این طرح ها کسی وجود نداشت که با شور و احساس در پی نظر و ایده ی جدیدی باشد و در این راه برای برطرف کردن موانع از هیچ کوششی دریغ ننماید.این شرکت در اثر بررسی این طرح ها به چنین نتیجه ارزشمندی رسید و اینک آن را به صورت یکی از شاخص های مهم طرح های جدید خود در آورده است.به عبارتی شرکت درشرایطی با یک طرح جدید موافقت می کند که در آن قهرمانی از خود گذشته وجود داشته باشد.
شرکت ها پدیده ی قهرمان خلاق را مورد تاکید قرارداده و برای به وجود آوردن چنین افرادی از هیچ کوششی دریغ نمی کنند.شرکت هایی چون ای.بی.ام و جنرال التریک به کارکنان خود اجازه می دهند که بدون نظارت از شرکت تکنولوژی جدیدی ارائه کنند و معمولا چنین تحقیقاتی به سودهای کلان منجر می شود.قهرمانان خلاق شامل دو گروه هستند:
.قهرمانان فنی:کسی که یک نظر یا عقیده تازه ارائه می دهد و خود را وقف به ثمر رسانیدن آن می کند.
.قهرمان مدیریت یا حامی کسی است که در سازمان مراحل به ثمر رسانیدن یک نظر یا عقیده را سرپرستی یا آن را تایید و تقویت کند.
3.الگوی ارتباط افقی در سازمان کارآفرین:
طرح سازمانی برای عرضه یک محصول جدید در یک سازمان کارآفرین از سه بخش تشکیل می شود:
3-1).دایره تخصصی:دوایر اصلی برای عرضه یک محصول جدید شامل دایره تحقیق و توسعه،دایره بازاریابی ودایره تولید میباشد.مقصود از دایره تخصصی این است که کارکنان دوایر در حرفه و کار خود از تخصص و صلاحیت زیادی برخوردار باشند.این سه دایره جدا از هم قرار دارند و دارای مهارت،هدف ها و نگرش هایی هستند که با نوع کار و وظیفه دایره مربوطه متناسب است.
3-2).دایره مرز گستری:منظور دایره ای است که درگیر تولید و عرضه محصول جدید است و با بخش های ذیربط واقع در محیط خارجی روابط ممستحکم دارد.کارکنان دایره تحقیق و توسعه با مجامع حرفه ای و تخصصی و با همتایان خود که در سایر دوایر تحقیق و توسعه فعالیت می کنند در ارتیاط هستند.کارکنان دایره بازاریابی با مشتریان در تماس بوده و از نیازهای آنان آگاهی دارند.
3-3).ارتباط افقی:مقصود از ارتباط افقی این است که کارکنان دایره تولید،بازاریابی و فنی از اطلاعات و عقاید یکدیگر آگاه می شوند.کارکنان دایره تحقیق افراد بازاریاب را از فنون و تکنولوژی جدید آگاه می سازند.کارکنان بازاریابی شکایت ها و نظریات مشتریان را با دایره تحقیق توسعه می دهند تا آن ها بتوانند از این اطلاعات در طرح محصولات جدید استفاده کنند.کارکنان دو دایره ی تحقیق و توسعه و بازاریابی فعالیت های خود را با دایره تولید هماهنگ می کنند،زیرا محصول جدید باید با توانایی تولید سازگار باشد و هزینه نباید سرسام آور باشد و در نهایت هر سه دایره باید با یکدیگر درباره ی یک محصول یا ایده جدید تصمیم گیری کنند.
4.فرهنگ سازمان کارآفرین:
فرهنگ سازمانی مناسب یکی از عوامل مهم و بسیار موثر در شناسایی،توسعه،بهبود و نگهداری سازمان های کارآفرین است.فرهنگ سازمانی به معنی مجموعه از ارزش ها،باورها و شیوه های تفکر و اندیشیدن است که اعضای سازمان در آن وجوه مشترک دارند و نمایانگر آن بخش نانوشته اما محسوس سازمان است.فرهنگ سازمانی در دو سطح سازمان وجود دارد.در سطح بالایی پدیده های قابل رویت وجود دارند که شامل شیوه رفتار افراد،نوع لباس پوشیدن،نشانه ها و علایم و جشن ها و داستان هایی است که اعضای سازملن آن ها را رعایت می نمایند.این پدیده ها ارزش هایی ژرفی را که در اعماق افکار اعضای سازمان وجود دارند بازگو می کنند.در سطح زیرین ارزش های اصولی یا زیربنایی قرار دارند که عبارتند از:اصول،باورها و فرآینهای اندیشیدن که فرهنگ حقیقی را به وجود می آورند.فرهنگ سازمانی مناسب و مثبت،فرهنگی است که در راستای ماموریت،آرمان مشترک هدف ها و استراتژی های سازمان باشد که در سازمان های کارآفرین باالطبع از کارآفرینی و تمام مشخصات آن حمایت نماید.فرهنگ سازمان کارآفرین،فرهنگی است انعطاف پذیر که از کارآفرینان تغییر و نوآوری،کارآفرینی،ریسک پذیری،یادگیری سازمانی،آینده نگری،کار گروهی،صداقت و اعتماد متقابل و کار مفرح توام با هیجان و شوق،رقابتی بودن و مشتری گرایی حمایت کند.فرهنگی است که آرمان مشترک آن را هدایت نموده و ماموریت سازمانی جزیی از آنها است به خصوص به عنوان راهنما و استاندارد اخلاقی برای کارکنان.در سازمان کارآفرین اعتماد بین کارکنان و مدیران از سطح بالایی برخوردار است.افراد به جای حفظ منافع و موقعیت خود،بیشتر نگران اجرای ایده های جدید هستند.ضمن اینکه یکی از ویژگی های این فرهنگ عدم تظاهر به کار است.با توجه به اهمیت روابط افراد در سازمان های کارآفرین بر روابط غیر رسمی بین افراد تاکید زیادی می شود.
نتیجه گیری:
امروزه کارآفرینی را به عنوان یکی از ابزارهای توسعه محسوب می کنند.چرا که وجود انسان های کارآفرینی موجب ایجاد بستر موفقیت ها می شود.همچنین باتوجه به افزایش سریع رقبای جدید و ایجاد حس بی اعتمادی نسبت به شیوه های مدیریت سنتی در شرکت ها ضرورت کارآفرینی در سازمان ها احساس می شود،در این ارتباط وظیفه سازمانهای پویا کشف وپرورش افراد خلاق و کارآفرین است.یک سازمان درراستای تحقق افراد خود جوش ونوآور نیاز به ساختارمناسب ومدیران کارآفرین دارد.
برای دستیابی به کارآفرینی نیاز به ابزاراست یکی از ابزارهای مناسب برای رشد کارآفرینی وجود ساختار سازمانی منطبق بر مفاهیم کارآفرینی است.گسستن از سازمان های مکانیکی وداشتن خصیصه ارگانیکی همراه با سیستمهای فنی واجتماعی به ابن معنا است که ساختار سازمانی به سوی پویایی،انعطاف پذیری،عدم تمرکز،نوآوری،فعالیت تیمی،تفویض اختیارات،خود کنترلی،استقلال و... در حرکت است و با توجه به کارآفرینی هر چه قدر سازمان ها بسوی ساختار های نوین تغییر ماهیت می دهند انگیزه ی مفهوم کارآفرینی هم بالا می رود.
منابع:
کارآفرینی سازمانی اجتماعی:دکتر اکرم هادیزاده مقدم-فرج الله رحیمی فیل آبادی
کارآفرینی در نهادهای جامعه ی مدنی:دکتر سید محمد مقیمی
http://vpb.um.ac.ir/index.php?module=htmlpages&func=display&pid=768
پرسشها:
1. طرح سازمانی برای عرضه یک محصول جدید در یک سازمان کارآفرین از چند بخش تشکیل شده یکی را توضیح دهید؟
از سه بخش تشکیل می شود:
3-1).دایره تخصصی:دوایر اصلی برای عرضه یک محصول جدید شامل دایره تحقیق و توسعه،دایره بازاریابی ودایره تولید میباشد.مقصود از دایره تخصصی این است که کارکنان دوایر در حرفه و کار خود از تخصص و صلاحیت زیادی برخوردار باشند.این سه دایره جدا از هم قرار دارند و دارای مهارت،هدف ها و نگرش هایی هستند که با نوع کار و وظیفه دایره مربوطه متناسب است.
3-2).دایره مرز گستری:منظور دایره ای است که درگیر تولید و عرضه محصول جدید است و با بخش های ذیربط واقع در محیط خارجی روابط ممستحکم دارد.کارکنان دایره تحقیق و توسعه با مجامع حرفه ای و تخصصی و با همتایان خود که در سایر دوایر تحقیق و توسعه فعالیت می کنند در ارتیاط هستند.کارکنان دایره بازاریابی با مشتریان در تماس بوده و از نیازهای آنان آگاهی دارند.
3-3).ارتباط افقی:مقصود از ارتباط افقی این است که کارکنان دایره تولید،بازاریابی و فنی از اطلاعات و عقاید یکدیگر آگاه می شوند.کارکنان دایره تحقیق افراد بازاریاب را از فنون و تکنولوژی جدید آگاه می سازند.کارکنان بازاریابی شکایت ها و نظریات مشتریان را با دایره تحقیق توسعه می دهند تا آن ها بتوانند از این اطلاعات در طرح محصولات جدید استفاده کنند.کارکنان دو دایره ی تحقیق و توسعه و بازاریابی فعالیت های خود را با دایره تولید هماهنگ می کنند،زیرا محصول جدید باید با توانایی تولید سازگار باشد و هزینه نباید سرسام آور باشد و در نهایت هر سه دایره باید با یکدیگر درباره ی یک محصول یا ایده جدید تصمیم گیری کنند.
2.تفاوت ماموریت و اهداف سازمان های کارآفرین وسنتی را شرح دهید؟
از ویژگی های سازمان کارآفرین دارا بودن بیانیه ماموریت واضح،منعطف،مشتری گرا و مدون است به گونه ای که رشد سازمان را از طریق اقدامات پرمخاطره و جدید تشویق می کند.در واقع یکی از موضوعات محوری کارآفرین این است که کلیه کارکنان یک سازمان ماموریت سازمانی را احساس و نسبت به آن هیجان و شوق داشته باشند.در شرکت های کارآفرین به دلیل وجود آرمان مشترک و بیانیه ماموریت اختلاف نظر و سلیقه ها نه تنها باعث ایجاد تنش و تعارض نمی شود بلکه خود علت هم افزایی و واگرایی هایی می شود که به ایجاد دیدگاه های مختلف جهت نوآوری می انجامد.به تعبیر پیترسنج آرمان و ماموریت مقصد مشخصی است و تصویری از آینده مطلوب به شمار می آید.آرمان می تواند تغییر کند.شکاف بین آرمان مشترک و واقعیت های موجود سازمان ایجاد تنش خلاق می کند که خود باعث حرکت،ذوق،کوشش و نوآوری می شود.اولین قدم برای ایجاد آرمان مشترک در ذهن ها نقش بسته است.در سازمان سنتی همواره آرمان از بالا و از طریق فرآیند رسمی برنامه ریزی بیان می شود.همچنین در چنین سازمان هایی که مبتنی بر سلسله مراتب خشک می باشند کسی از خود نمی پرسد که آرمان سازمان چگونه به وجود آمده است.تمامی کارکنان غالبا خط مشی مشخصی را دریافت می کنند و بدون آن که اتفاق نظری داشته باشند به انجام وظایف خود می پردازند.سازمان های کارآفرین خود را با استانداردهای قبلی نمی سنجند،بلکه با آرمان آینده و اینکه چقدر با آن فاصله دارند می سنجند،آن هم با آرمانی روشن،منعطف و مشتری گرا که عمدتا به مهارت ها و اثربخشی رهبران سازمانی احتیاج دارد تا برای دستیابی به آن و به وسیله ی ارتباطات،در کارکنان ایجاد انگیزه و شوق کنند.به طور کلی یک آرمان خوب باید اولا،ارزش بیشتری برای مشتریان و افراد ذینفع خلق کند.ثانیا،دارایی های سازمان را افزایش دهد.ثالثا،حاصل عمیق ترین ارزش های سازمان باشد.آرمان و ماموریت سازمان کارآفرین،مرکز و قلب برنامه ی استراتژیک،هدایت کننده ی فرهنگ و سوخت موتور نوآوری سازمان است که روشن بودن آن باعث کاهش بی اطمینانی مدیران و افزایش ریسک پذیری آن ها می شود..
3.چگونگی تشکیل تیم های خلاق و کارآفرینانه را در سازمان های کارآفرین با ذکر مثال توضیح دهید؟
تشکیل تیم های خلاق و کارآفرین از جمله روش هایی است که در سازمان های کارآفرین به کار گرفته می شود و اعضای آن ها از آزادی عمل نسبتا زیادی برخوردار هستند.معمولا مکان خاصی به تیم های کارآفرین اختصاص داده می شود و تسهیلات لازم در اختیار آنها گذاشته می شود تا از قید و بند مقررات سازمانی رها گردند.شرکت دارویی داو یک تیم خلاق و کارآفرین به وجود آورد و به آن اختیار لازم داده شد و آن تیم می توانست هر نوع طرح جدیدی را برای هریک از دوایر سازمان ارائه کند.بعضی از سازمان ها نیروی ضربت به وجود می آورند تا آن ها بتوانند محصولات جدیدی را ارائه کنند.معمولا در این تیم ها به افراد آزادی عمل کامل داده می شود تا آنها بتوانند نظرات جدیدی ارائه کنند.این تیم های خلاق کوچک هستند و ساختار سازمانی آنها حالت ارگانیک دارد.تیم خلاق و کارآفرین به صورت شرکتی کوچک در می آید که درون شرکت بزرگتر قرار می گیرد.برای مثال در دو شرکت بزرگ آمریکایی(کداک و تلفن و تلگراف آمریکا)تیم های خلاق تشکیل شده اند که اعضای آن ها بدون رعایت سلسله مراتب اداری می توانند راه حل های ابتکاری ارائه دهند.شرکت کداک از سال1984این کار را با تشکیل 14تیم شروع کرد و آن ها واحد مستقل تجاری نامید.هر واحد شرکتی بسیار کوچک است که درون شرکتی بزرگتر واقع شده است و در زمینه ی نرم افزار رباط و سایر وسایل الکترونیکی مطالعه و تحقیق می کند.بزرگترین موفقیت شرکت ای.بی.ام مرهون کار یک تیم خلاق بود.شرکت تلفن و تلگراف آمریکا این کار را با یازده واحد خلاق شروع کرد و تنها یکی از آن ها توانست دستگاه پیکسل تولید کند.این دستگاه توانست تولید تصویرهایی که در کامپیوتر به وجود می آید به صورت چشم گیری بالا برد.چنین تیم هایی که در شرکت مذبور فعالیت می کنند از آزادی عمل زیادی برخوردار هستند و سیستم دیوان سالاری شرکت نمی تواند مانع آزادی آن ها شود.
این وبلاگ فقط برای خدمت به شما ساخته شده و متعلق به همه کسب و کاریهاست(کارافرینی) و همچنین تمام دانشجویان از سراسر کشور