داستان شگفت برابری
ما به مردها گفتیم: می خواهیم مثل شما باشیم. مردها گفتند: حالا که این قدر اصرار می کنید، قبول ! و آن موقع، ما نفهمیدیم چه شد که مردها ناگهان این قدر مهربان شدند

ما به مردها گفتیم: می خواهیم مثل شما باشیم. مردها گفتند: حالا که این قدر اصرار می کنید، قبول ! و آن موقع، ما نفهمیدیم چه شد که مردها ناگهان این قدر مهربان شدند


دیدید وقتی یه مسابقه تلفنی تو تلوزیون برگزار میشه مجری که سوال میپرسه شرکت کننده هی به مجری میگه آقای مجری لطفا راهنمایی کنید مجری هم با راهنمایی کردنش جواب رو میگه اما شرکت کننده بازم میگه آقای مجری راهنمایی بفرمایید با خودم میگم اینها هم ملت رو مسخره کردن این هم شد مسابقه؟ سوال و جواب رو که خود سوال کننده میگه.
قضیه ما هم شده عین همین شرکت کننده تو مسابقه، هر سال که میگذره به امید اینیم که ماه رمضون بیاد و خوب شیم . ماه رمضان هر سال هم میاد و میگذره ما هم بگی نگی یه ذره خوب میشیم اما این خوب شدن چه فایده ای داره؟ یک سال گذشت تازه رسیدیم همون نقطه که آخر ماه رمضون پارسال بودیم . (اگه ماه رمضون نبود!!!).
خدایا می بینی ؟ جواب سوالاتت هم خودت میدی !(خدایا لطفا راهنمایی بفرمایید!!!) خدایای بزرگ تو چقدر حوصله داری؟ (العظیم الحلیم) ما که حوصله مون سر رفت از دست خودمون بعد از یه عمر هنوز تو نقطه صفریم اونم اگه تو کمک کنی !!!
خدایا سرت درد نیارم ، اگه قراره که همیشه کمکمان کنی پس کمک کن که:
آخر ماه رمضون امسال از آخر ماه رمضون پارسال چند تا پله که نه خیلی پله جلوتر باشیم.
اول ماه رمضون سال دیگه (اگه افتخار حضورمان را بدهی ) تو نقطه زیر صفر نباشیم.
نمودار رشدمان ، نه بهتر بگم نمودار توسعه مون صعودی باشه خط ثابت هم نه.
خدایا سالی دوازده ماهه، کمک کن اون یازده ماه هم مثل این یه ماه ، ماه بندگی مان باشد.
خدایا ، اصن ولش کن ، خودت میدونی ...... .


منم سرگشته حیرانت ای دوست کنم یکباره جان قربانت ای دوست
خلیل آسا از شوق وصل کویت دهم سر بر سر پیمانت ای دوست
دلی دارم در آتش خانه کرده میان شعلهها کاشانه کرده
دلی دارم که از شوق وصالت وجودم را ز غم ویرانه کرده
من آن آواره بشکسته حالم ز هجرانت بُتا رو به زوالم
منم آن مرغ سرگردان و تنها پریشان گشته شد یکباره حالم
سحر سر بر سر سجاده کردم دعایی بهر آن دلداده کردم
ز حسرت ساغر چشمانم ای دوست زبان از یکسره از باده کردم
دلا تا کی اسیر یاد یاری؟ ز هجر یار تا کی داغداری؟
بگو تا کی ز شوق روی لیلی تو مجنون پریشان روزگاری؟
پریشانم، پریشان روزگارم من آن سرگشته ی هجر نگارم
کنون عمریست با امید وصلت درون سینه آسایش ندارم
ز هجرت روز و شب فریاد دارم ز بیدادت دلی ناشاد دارم
درون کوهسار سینه خود هزاران کشته چون فرهاد دارم
چرا ای نازنینم بی وفایی؟ دمادم با دل من در جفایی
چرا آشفته کردی روزگارم عزیزم دارد این دل هم خدایی
محمود موجی
1_زمان ثبت نام
الف : دروس پروژه _كارآموزي_آزمايشگاه وكارگاه27 و28و29 خرداد92
ب : دروس نيمه حضوري 8 و 9 تير ماه92
2_ تاريخ انصراف و يا حذف و اضافه :سه شنبه 11/4/1392 از ساعت8 صبح الي24
توجه: موكدا اعلام ميگردد دروس ( پروژه_كاآموزي_آزمايشگاه و كارگاه) مشمول حذف و اضافه و انصراف نمي باشند.
3_ دانشجويان مي توانند در تاريخ 15/4/92 از به حد نصاب رسيدن و حذف يا ابقا دروس مورد درخواست اطلاع حاصل نمايند.(از طريق سايت آموزش ودانشكده هاي مربوطه
4_ تاريخ كلاسهاي رفع اشكال نوبت اول: يك شنبه 16/4/92 و دوشنبه 17/4/92
5_ تاريخ كلاسهاي رفع اشكال نوبت دوم: شنبه 9/6/92 و يكشنبه10/6/92
گرگور یک نوع از تور ماهیگیری است که صیادان در جنوب از آن استفاده می کنند .در ادامه مطلب شرح کاملی درباره این نوع تور همراه با تصاویری از آن بیان شده است که پیشنهاد می کنم یه نگاهی بندازید.
خدایا این داروخونه ایه بعد از این همه درس خوندن پیش خودش چی فکر کرده ؟ یعنی اون این همه درس خونده که من از اونجا خرید کنم و آرزو کنه که بدنم زخمی بشه ؟
ایول به مرام و معرفت بقالیه که یا پول خورد رو میده یا اگه نداشت یه دونه آدامس شیکی یا شکلاتی ،بالاخره یه چیزی که شیرین کام از مغازه اش بری بیرون .
پیشنهاد میکنم داروخونه ای ها چند واحد بازاریابی پیش بقالیه بگذرونن!!!دوستم گفت گاهی وقتا خدا به یه سری از بنده هاش لطف میکنه نعمتی رومیده که تو نگاه بیشترافراد بزرگ جلوه میکنه، توجامعه خودمون هستن افرادی که مثلا ثروت زیادی دارن یا مثلا دانشجویی که دانشگاه خوبی قبول میشه و از این جور چیزها که زیاد هم هست ،اگه اون کسی که خدا این نعمت بهش داده بواسطه همین نعمتی که داره نسبت به مردم فخر بورزه و پوز اون نعمت رو بده خدا اون نعمت رو ازش میگیره واین جور موقع ها بیشترمردم فکر می کنن که طرف چشم خورده در صورتی که مردم هیچ قدرتی رو ندارن که بتونن نعمتی رو که خدا به بنده اش داده از اون بگیرن .
از آن روز به بعد من و استاد بعد از پایان نماز این دعا را میکردیم و بعدها متوجه شدم که این دعای ما مستجاب شده است چرا که استاد به گونهای در تربیت فرزندانمان تلاش کرده و آنها را با اصول و ارزشهای الهی و دینی آشنا کرده بودند که بعد از شهادت ایشان من برای تربیت فرزندانم دچار هیچ مشکلی نبودم.
منبع: تسنیم
پیروزی یعنی چه؟
رسیدن به خواسته ها پیروزی نیست
شاید باشد شاید نه
پیروزی تلاش است
برای رسیدن به خواسته ها
تلاشی که توکل در آن رخنه کرده باشد
هرچند حاصل حکمت خدا باشد
با امید به رحمتت
با پشتوانه توکلت تلاشم را خواهم کرد
تلاشم را خواهم کرد که روزی حسرتش را نخورم که
ای کاش
آن روز
...
میدانی؟
نتیجه هرچه باشد پیروزش منم