آه دلم،آه...


گوشهایم را می گیرم...

و چشم هایم را می بندم...

و زبانم را گاز می گیرم..

ولی...

حریف افکارم نمی شوم...

چقدردردناک است...

فهمیدن ...!

دلم،


پر از زخم هایی ست

که قرار است وقتی بزرگ شدم


فراموششان کنم...!

بازاریابی داروخانه ایه یا بقالیه؟!

دو سه ماه پیش رفتم داروخونه دارو بگیرم ...دارو رو که گرفتم به جای پول خورد حدودا 10 تیکه نوار چسپ زخم بهم دادن، معمولا بیشتر  داروخونه ها همین کار رو میکنن ، الان بعد از دو ماه که به چسپ زخم ها نگاه میکنم میگم ای وای چرا من جاییم زخم نشده ؟؟؟!!! هم اتاقیام هم جایی نیافتادن که دستی ، پایی یا جاییشون زخم بشه که حداقل دو سه تیکه از اون چسپ زخم ها استفاده بشه ،حیفه آخه !

خدایا این داروخونه ایه بعد از این همه درس خوندن پیش خودش چی فکر کرده ؟ یعنی اون این همه درس خونده که من از اونجا خرید کنم و آرزو کنه که بدنم زخمی بشه ؟

ایول به مرام و معرفت بقالیه که یا پول خورد رو میده یا اگه نداشت یه دونه آدامس شیکی یا شکلاتی ،بالاخره یه چیزی که شیرین کام از مغازه اش بری بیرون .

پیشنهاد میکنم داروخونه ای ها چند واحد بازاریابی پیش بقالیه  بگذرونن!!!

چشم خوردن ....

           یه شب تابستونی کنار ساحل با چند تا از دوستان رو خاکها نشسته بودیم داشتیم با هم صحبت می کردیم که بحث کشید به چشم بد و حسودی و چشم خوردن واز این جور حرفا بیشتر دوستان معتقد بودن که همچین چیزی وجود داره یه سری قضیه هایی رو هم تعریف کردن که عقیده شون رو تایید می کرد یکی از دوستان نظرش رو که  گفت برا همه جالب بود وکلا عقیده بچه ها، که عقیده رایجی هم هست و فکر می کنم بیشتر مردم هم همین اعتقاد رو دارند،نقض کرد .

دوستم گفت گاهی وقتا خدا به یه سری از بنده هاش لطف میکنه نعمتی رومیده که تو نگاه بیشترافراد بزرگ جلوه میکنه، توجامعه خودمون هستن افرادی که مثلا ثروت زیادی دارن یا مثلا دانشجویی که دانشگاه خوبی قبول میشه و از این جور چیزها که زیاد هم هست ،اگه اون کسی که خدا این نعمت بهش داده بواسطه همین نعمتی که داره نسبت به مردم فخر بورزه و پوز اون نعمت رو بده خدا اون نعمت رو ازش میگیره واین جور موقع ها بیشترمردم فکر می کنن که طرف چشم خورده در صورتی که مردم هیچ قدرتی رو ندارن که بتونن نعمتی رو که خدا به بنده اش داده از اون بگیرن .