کارآفرینی در بخش عمومی (خانم لاجوردی)
بنام خدا
عنوان مقاله : کارآفرینی در بخش عمومی
چکیده :
جهان در اواخر قرن بیستم شاهد تغییرات بسیار گسترده در تمامی عرصه های کسب و کار بوده است . به طوری که امروزه مفاهیمی چون جهانی شدن ، افزایش رقابت ، توسعه فناوری اطلاعات ، توجه به کیفیت کالا ها و خدمات ، مشتری مداری و مانند اینها ، اداره امور بخش عمومی را در سراسر جهان با چالش های جدی رو به رو کرده است . از جمله راهکارهای موثر دولتی برای رویارویی با این چالش ها ، توسل و روی آوردن به بحث کارآفرینی در جامعه می باشد . از این رو کارآفرینی موضوعی است که در اواخر قرن بیستم مورد توجه محافل آموزشی و پژوهشی کشورهای جهان قرار گرفته است . در این بین سازمان های غیر دولتی به عنوان یکی از مهمترین بخش های جامعه نقش موثر و مفیدی را در ایجاد و توسعه کارآفرینی در جامعه ، ترویج روحیه مشارکت و کارگروهی و تیمی و استفاده از تجربیات سایر جوامع توسعه یافته می توانند داشته باشند . مقدمه :
طی چند دهه گذشته توجه به سازمان ها و تشکل های غیر دولتی به عنوان یکی از راهکارها و ابزار تحقق توسعه در جامعه جهانی مطرح شده است . در این خصوص بسیاری از متخصصان و برنامه ریزان اجتماعی و اقتصادی اهمیت و جایگاه این سازمان ها در توسعه جوامع را درک نموده و این بخش از جامعه را نیز فارغ از مسائل بروکراتیک و اداری در تحقق توسعه و پیشرفت مهم دانسته اند . عده ای از محققان بر این باور هستند که همزمان با رشد و پیشرفت سازمان های غیر دولتی ، با توجه به زمینه ماهیت و چگونگی فعالیت ها و میزان توانایی های آنها در ایفای نقش خود ، طرح ها و استراتژی های توسعه یافتگی جامعه به این سازمان ها واگذار شد که این طرح ها دور نما و چشم انداز جامعه را برای رسیدن به توسعه روشن می ساخت . لذا اهمیت این سازمان ها دو چندان شد ( مقیمی ، 1383: 17 ) . بنابراین زمانی که جوامع به نقش و جایگاه تشکل ها و سازمان های غیر دولتی پی بردند ، تاثیر آنها در تمام جوامع اعم از توسعه یافته و در حال توسعه پررنگ تر شد و مهم ترین ویژگی و وظیفه این سازمان ها را کارآفرینی و توسعه آن در جامعه دانستند .
توجه به راهبردهای مختلف ، ایجاد روحیه کارآفرینی در اشخاص و سازمان ها ، توجه به تجربه کشورهای توسعه یافته و مطالعه زندگی نامه کارآفرینان برجسته همگی در پرورش و توسعه کارآفرینی نقش عمده ای ایفا می کنند . بر این اساس مهم ترین ، کمیاب ترین و اساسی ترین سرمایه یک جامعه و سازمان ، کارآفرینان و مدیران کارآفرین آن جامعه یا سازمان هستند .
اصطلاح کارآفرین به کسی اطلاق می شود که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی ، اداره و تقبل کند .
بنابراین کارآفرینی را فراتر از شغل و حرفه ، باید یک شیوه زندگی دانست که با ایجاد و انتقال آن به نسل جدید ، بسیاری از مشکلات و آسیب های اجتماعی موجود بر طرف می شود .
در این نوشتار ، سازمان های غیر دولتی به عنوان یکی از بخش های جامعه که مستلزم مشارکت و کار گروهی و تیمی می باشند ، نقش کارآفرینی را بر عهده دارند . این سازمان ها می توانند به صورت خود جوش فعالیت داشته و از طریق به کار بردن استراتژی های گوناگون و متنوع باعث توسعه کارآفرینی در جامعه شوند .
سازمان های غیر دولتی :
جولی فیشر در تعریف سازمان های غیر دولتی می نویسد : در جهان سوم ، واژه NGO با گستره وسیعی تعریف شده است و به طور کلی اشاره به سازمان هایی دارد که فقط دارای هدف توسعه یافتگی جامعه هستند .
بانک جهانی سازمان های غیر دولتی را سازمان هایی خصوصی می داند که فعالیت هایی در مورد کاهش امراض ، ارتقاء منافع و مصالح فقرا ، حلقه محیط زیست ، ارائه خدمات اجتماعی اساسی یا توسعه اجتماعی انجام می دهند (مقیمی،1383:15).
بندل و مورفی معتقدند که : گروه هایی که به جای دستیابی به قدرت اقتصادی بازار یا عرصه سیاسی از طریق فرآیند انتخابات ، هدفشان ارتقاء اهداف محیطی و یا اجتماعی است ، تحت عنوان سازمان غیر دولتی مطرح هستند .
بخش اجتماعی و اقتصادی سازمان ملل (Unesco) در فوریه 1950 سازمان های غیر انتفاعی را اینگونه تعریف کرد :" هر نوع سازمان بین المللی که با موافقت دولتی ایجاد نشده باشد سازمان غیر دولتی محسوب می شود ". از آن پس واژه NGO برای انواع متعدد سازمان هایی که در درون مرزهای هر کشور فعالیت میکنند به کار گرفته شد .
ساختار یک سازمان غیر دولتی بیان کننده چارچوب مشترک و در بر دارنده عناصر تشکیل دهنده آن سازمان و همچنین روابط حاکم در بین آنها می باشد . این ساختارها بر اساس مولفه هایی چون نهادهای موثر اجتماعی ؛ تشکیلات، رهبریت گروه ؛ هدف از تاسیس ؛ رسمیت یافتگی و پویایی گروهی ؛ اعضاء و منابع (توان اقتصادی) تقسیم بندی می شوند .
بر این اساس هر یک از سازمان های غیر دولتی در بستری به نام نهاد اجتماعی شکل گرفته و رشد کرده اند . نهادهای اجتماعی ، پایدارترین شکل مناسبات انسانی و تعیین کننده روش های انجام رفتارهای اجتماعی استقرار یافته هستند که کارکردی خاص را مد نظر قرار می دهند .
نهادهای عمده اجتماعی ، معمولا شامل پنج نهاد فرهنگی _ مذهبی ، آموزشی ، اقتصادی ، سیاسی و خانواده می باشند . هر یک از سازمان های غیر دولتی متوجه گرو ه های انسانی می باشند که به اتکای یک نهاد اجتماعی تکوین یافته اند . نهادهای اجتماعی ، اهداف تاسیس هر سازمان غیر دولتی را تعریف می کنند و بر مبنای این اهداف ، رسمیت یابی آنها را تضمین می نمایند . به طور مثال ، یک سازمان غیر دولتی با اهداف اصلی اقتصادی به دلیل در اختیار داشتن و مالکیت منابع ، به سرعت از سوی اعضای نهاد های اقتصادی مانند بازار به رسمیت شناخته خواهد شد .
شیوه مدیریت سازمان های غیر دولتی ، از نوع مردمی و مشارکتی است . غالبا ، همه و یا اکثر اعضا در یک سازمان غیر دولتی مشارکت داشته و برای احراز پستهای مدیریتی ، دارای شانس مساوی هستند . در حالی که در سازمان های دولتی ، رابطه صف و ستادی حاکم می باشد و تصمیمات به طور متمرکز اتخاذ می شود .
بنابراین ، ویژگی های عمده سازمانها و تشکل های غیر دولتی عبارتند از :
1- تقریبا تمام سازمانهای غیر دولتی متشکل از افرادی است که انگیزه بالایی برای فعالیت در جهت هدفی خاص دارند.
2- اعضا در سازمان های غیر دولتی ، به طور داوطلبانه فعالیت می کنند .
3- بیشتر سازمان های غیر دولتی به دنبال سود به معنای کسب در آمد نیستند ، به عبارت بهتر اکثر سازمان های غیر دولتی غیر انتفاعی می باشند .
4- غالبا این سازمان ها با توجه به اهداف ویژه ای تعریف می شوند .
گذشته از موارد ذکر شده ، 2 مفهوم دیگر نیز اغلب در تعریف و تشخیص ساختار یک سازمان غیر دولتی به کار برده می شود . ساختار قانونی یک سازمان دولتی ، بروکراتیک است . تصمیم گیری در یک سازمان دولتی ، از بالا به پایین است در حالی که در سازمان های غیر دولتی ، رسمی گرایی اداری کمتر به چشم می خورد و تصمیم گیری ، جمعی و مشارکتی است .
این سازمانها در زمینه های وسیعی فعالیت می کنند . برخی از آنها دارای زمینه فعالیت ویژه ای مانند حقوق بشر ، محیط زیست و بهداشت خانواده و امثال آن می باشند ؛ برخی نیز اهداف کلی و فراگیری مانند توسعه پایدار و توسعه همه جانبه در یک منطقه و یا در سطح بین المللی را در نظر دارند .
سازمان های غیر دولتی با توجه به اهداف اصلی آنها به دو گروه سازمان های مردمی _ غیر دولتی با اهداف اصلی اقتصادی و سازمان های مردمی _ غیر دولتی با اهداف اصلی غیر اقتصادی ، تقسیم شده اند .
توجه به هدف اقتصادی بودن یک سازمان ، زیربنایی ترین گرایش آن سازمان را تشکیل می دهد و به معنای آن است که اساسا سازمان و اعضای آن آیا به دنبال کسب منفعت و سود هستند و یا به دنبال هدف فراتری می باشند ، مانند شناخت و تاثیر اجتماعی با هدف ارتقای فرهنگی ، مذهبی ، آموزشی، سیاسی، رفاه و عدالت اجتماعی .
سطح دوم برای دسته بندی انجام شده بر اساس میزان رسمیت یافتگی آن سازمان است . این سازمان ها را می توان از نظر میزان رسمیت یافتگی ، در سه دسته ، مشخص و تعریف کرد : اولین دسته شامل گروه های غیر رسمی و سازمان نیافته ، دومین دسته شامل سازمانهای شناخته شده از سوی مردم (حقوق عرفی) و دسته سوم شامل سازمان های مردمی و غیر دولتی رسمیت یافته از نظر قانونی می باشند .
عمده ترین اهدافی را که سازمان های غیر دولتی اغلب به دنبال آن می باشند عبارتند از :
1 – اطلاع رسانی و آگاه سازی عمومی ( ارتباطات )
2 – جلب مشارکت مردمی ( بسیج مردمی )
3 – جذب سرمایه ها و منابع کوچک مردمی ( بسیج منابع )
4 – ایجاد ، گسترش و تقویت هماهنگی میان دولت و مردم ( هماهنگی )
5 – ایجاد ، گسترش و تقویت تفاهم میان مردم ملل مختلف
6 – پایداری در تولید و مصرف
7 – گسترش نظارت عمومی
8 – ارزیابی فعالیت ها و پروژه های عمومی
9 – افزایش بهره وری در استفاده از منابع ( آزادی و علی پور ، 1384 : 25 )
هر یک از اهداف نه گانه بیان شده ، متوجه بخشی از مدیریت دلخواه این سازمان ها بر روی منابع عمومی کشور است . بررسی هر یک از عبارات مفهومی ذکر شده گویای این مطلب مهم است که تمتم سازمان های غیر دولتی به دنبال ایجاد و گسترش امنیت در فرایند توسعه اجتماعی و اقتصادی می باشند .
بسیاری از پروژه های محلی ، ملی و منطقه ای به دلیل نیاز شدید به سرمایه و نیروی کار ، یا اساسا به مرحله اجرا در نیامد و یا نیمه تمام می ماند و هزینه های بسیاری را بر مردم تحمیل می کنند . سازمان های غیر دولتی در این مورد به عنوان یک تسهیل کننده عمل کرده و با جلب مشارکت مردمی و جذب سرمایه های کوچک و هدایت آنها ، علاوه بر ایجاد تفاهم اجتماعی ، اجرای پروژه های محلی و ملی و امثال آن را تصریح می کنند . از سوی دیگر ، این سازمان ها با اعمال نظارت و ارزیابی فرایند انجام فعالیت ها ، مردم را از پیشرفت کار ، مسائل و مشکلات و امسال آن آگاه می نمایند . همه این موارد از مزایای حضور و فعالیت سازمان های غیر دولتی در سطح جهان است .
از میان اهداف نه گانه ای که به آنها اشاره شد ، سه هدف شامل جلب مشارکت مردمی ، جذب سرمایه های کوچک و نظارت و ارزیابی از اهمیت و جایگاه بالاتری نسبت به سایر اهداف برخوردار می باشند . در یک تقسیم بندی کلی سازمان های غیر دولتی را می توان بر اساس ساختار و کارکرد به پنج طبقه تقسیم کرد . این طبقه بندی ها از نظر بانک جهانی ، از نظر کلارک ( بر اساس فعالیت ) از نظر موضوع فعالیت ، از نظر سطوح عملیاتی ( سازمان های اجرایی ) و از نظر جهت گیری می باشند :
الف – طبقه بندی سازمان های غیر دولتی از نظر بانک جهانی :
- سازمان های عملیاتی ( اجرایی )
- سازمانهای محله محور
- سازمان های ملی
- سازمان های بین المللی
- سازمان های حمایتی ( ترویجی )
ب – طبقی بندی NGOS از نظر کلارک ( بر اساس فعالیت ) :
1 – سازمان های رفاهی
2 – سازمانهای فعال در زمینه نو آوری های فنی
3 – پیمان کاران خدمات دولتی
4 – سازمان های توسعه که در خصوص خودیاری ، توسعه اجتماعی و ایجاد دموکراسی است
5 – سازمان های حمایت از فقرا و توسعه آنها که از کمک های دیگر سازمان ها برخوردارند
6 – گروه ها یا شبکه های حمایتی ( لوئیس ، 2001 : 35 )
ج – طبقه بندی NGOS بر اساس موضوع فعالیت :
1 – سازمان های تبلیغاتی که شکلی فرمایشی داشته و مهمترین فعالیت آنها بسیج عموم جامعه می باشد .
2 – سازمان های تخصصی که فعالیت آنها جنبه علمی داشته و ارائه خدمات مشاوره از مهمترین فعالیت آنها می باشد .
3 – سازمانهای عام که در خدمت مردم عادی بوده و فعالیت آنها جنبه داخلی و بومی دارد .
4 – سازمان های بشر دوستانه که کار آنها جنبه اخلاقی و عملی دارد و به صورت مستقیم به افراد نیازمند کمک می کنند ( پریم ، 1999 : 1 )
دیوید کورتن در کتاب ( در ورود به قرن بیست و یکم ) NGOS را از لحاظ سطوح عملیاتی ( سازمان های اجرایی ) به چهار دسته تقسیم می کند :
1 – سازمان های غیر دولتی محله محور
2 – سازمان های غیر دولتی شهر مقیاس
3 – سازمان های غیر دولتی ملی
4 – سازمان های غیر دولتی بین المللی ( رسالن ، 2001 : 2 )
د – طبقه بندی NGOS از نظر جهت گیری :
1 – جهت گیری خیریه
2 – جهت گیری خدماتی
3 – جهت گیری مشارکتی
4 – جهت گیری توانمند سازی
بانک جهانی در یک تقسیم بندی NGO ها را به سه دسته اصلی تقسیم می کند :
1 – سازمان های محلی یا جامعه مدار ( کوچک ) : سازمان هایی هستند که خدمات خود را به جمعیت کوچک و در ناحیه جغرافیایی محدود ارائه می دهند .
2 – سازمان های ملی : سازمان هایی هستند که در سطح ملی کار می کنند و در یکی از کشورهای در حال توسعه فعالیت دارند .
3 – سازمان های بین المللی : سازمان هایی هستند که معمولا مقر اصلی آنها در یکی از کشورهای پیشرفته است و در کشورهای در حال توسعه دارای شعباتی می باشند ( مقیمی ، 1383: 23) .
بر این اساس یک NGO عبارت است از :
_ سازمان غیر انتفاعی ، خدمت مدار و توسعه محور که در جهت منافع افراد جامعه عمل می نماید .
_ سازمانی که از افراد معتقد به اصول عمده اجتماعی معینی تشکیل شده است .
_ سازمان توسعه اجتماعی که هدف آن توانمندسازی افراد جامعه است .
_ سازمانی مستقل ، مردم سالار و غیرفرقه ای که برای توامندسازی گروههای حاشیه ای تلاش می کند .
_ سازمانی که به هیچ حزب سیاسی وابسته نبوده و به طور کلی متعهد به خدمت برای توسعه و رفاه اجتماعی است .
_ سازمانی که معتقد است باید شناخت عمیق مشکلات در مسیر بهتر نمودن زندگی مردم آسیب پذیر تلاش کرد .
بر اساس نکات مطرح شده ، گذشته از هدفی که بانیان یک سازمان غیر دولتی در تاسیس آن داشته اند ، در عمل هر سازمانی اهدافی را دنبال می کند .
- کارآفرین اجتماعی کسی است که کسب و کار غیر انتفاعی را برای ایجاد درآمد جهت هزینه کردن خدمات اجتماعی متقبل می شود .
- موسسات اجتماعی که دارای اهداف اجتماعی وسیعی هستند ، اما در عین حال کسب و کار تجاری دارند .
نقش سازمان های غیر دولتی در توسعه کار آفرینی :
سطح اول : مشارکت از نوع مشاوره ای
هر گاه سازمان و یا موسسه ای با هدف مبادله اطلاعات روابط ، مناسبات خود را با سایر سازمانها گسترش دهد و یا مناسبات جدیدی با آنان برقرار نماید . این سطح از مشارکت قابل تعریف است .
برای عملی کردن این سطح از مشارکت دو طرف با برگزاری سمینا رها ، کارگاه های آموزشی ، گرد همایی های مشورتی و امثال آن دانسته ها و نظرهای خود را با یکدیگر مبادله می کنند . به این ترتیب ، آنان از نقطه نظرات یکدیگر درباره مسائل مشترک مورد بحث ، مطلع می شوند .
از عوامل ارزیابی میزان عملی شدن این سطح از مشارکت ، استمرار در فعالیت های مشترک ، تسهیم هزینه ها ، باز بودن و گشودگی محیط جلسات ، ( به نحوی که حق اظهار نظر و مبادله اطلاعات به هر دو طرف داده شود ) و همکاری و تشریک مساعی است .
سطح دوم : مشارکت از نوع هماهنگ سازی
هدف این نوع از مشارکت متوجه بالا بردن کارایی و اثربخشی دو طرف مشارکت کننده در دستیابی به اهداف سازمانی متبوع هر یک از آنان است . جلوگیری از دوباره کاری و همزمان کردن فعالیت ها مهمترین اهداف این سطح از همکاری می باشند .
این نوع مشارکت می تواند در تقویت ارتباط میان دو طرف یاری رسان باشد . در این سطح از مشارکت ، در مواقع بروز حوادث غیر مترقبه و بلایای طبیعی مانند سیل ، زلزله ، آتش سوزی در جنگل و امثال آن ، این سازمان ها با ایجاد کمی ته های مشترک می توانند در یاری رسانی به مردم نقش اساسی داشته باشند .
سطح سوم : مشارکت در کنار یکدیگر و تکمیلی
در این سطح از مشارکت ، هر بخش دیدگاه ها و ایده های خاص خود را دارند . ولی دو طرف با تعریف چارچوب و برنامه ای مشترک ، تلاش های هدفمند خود را برای حمایت از یکدیگر مشخص و پیگیری می کنند . در این سطح هر یک از دو طرف دارای علایق متفاوتی هستند ولی برای دستیابی به کنشی مشترک ، این علایق را هدایت و برنامه ریزی می نمایند .
تعریف و برنامه ریزی شیوه انجام و تحقق بخشیدن به اهداف مشترک ، تدوین راه کارهای حمایتی ، توسعه توان و ظرفیت های دو طرف ، از زمینه هایی اساسی می باشند که در این سطح از مشارکت لازم است . برنامه ریزی هایی که دارای منافع برای دو طرف باشد ، ایجاد برنامه های مشترک و تسهیم شده ، انجام حمایت های مدیریتی و تشریک مساعی در امور ، از عوامل اساسی در ارزیابی میزان موفقیت در این سطح می باشد .
سطح چهارم : مشارکت از نوع همگرایی
در این سطح از روابط ، هر دو طرف نسبت به همکاری میان یکدیگر ، تسهیم در یک دیدگاه مشترک ، اتخاذ اهداف مشترک ، اجرای طرح های عملی در سطوح یک برنامه و امثال آن با یکدیگر همکاری و اتفاق نظر دارند . روابط و مکانیزمهای استفاده شده در این سطح از مشارکت در جهت تسهیل دست یابی به اهداف جمعی نهادینه شده اند .
هدف این سطح از همکاری ، برنامه ریزی بلند مدت پروژه های مشترک و پیگیری برنامه مصوب به طور همگام و مستمر با اتخاذ روش تصمیم گیری مشترک در پیشبرد آنها است .
برخی از عواملی که می باید در ارزیابی میزان موفقیت در دستیابی به اهداف این سطح از مشارکت مد نظر قرار گیرند ، سطح و میزان همکاری اقتصادی و مالی دوجانبه ، تسهیم در دیدگاه ها ، توافق در راهبردها ، رهبری امور ، میزان تفکیک صریح و روشن مسئولیتها و وظایف می باشند .
سطح پنجم : مشارکت از نوع نهایی
این رابطه احتمالا بالاترین شکل و سطح از همکاری میان سازمانهای غیر دولتی و دولتی را شامل می شود که در آن دو طرف یکدیگر را به عنوان بخشهای لازم و ملزوم در فرایند توسعه و دستیابی به اهداف و دید گاههای مشترک می بینند . در این سطح از همکاری هر دو موسسه با یکدیگر بر اساس نظم و ترتیبی پایدار و بلند مدت و استراتژیک و با توجه به جنبه های مختلف زندگی سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی از جامعه کار می کنند . در این سطح از مشارکت ، سازمان های غیر دولتی به منابع دولتی امکان دسترسی دارند و به این سازمانها ، فرصت و امکان مشارکت کافی و مورد درخواست آنها در تنظیم و برنامه ریزی سیاست هت و فرایند تصمیم گیری محلی و ملی داده شده است .
هدف از این نوع همکاری برنامه ریزی ، تصمیم گیری و اجرای امور به شیوه استراتژیک می باشد . مشخصه این شیوه مشارکت و همکاری ، نهادینه شدن روابط کاری بین آنها در بلندمدت است که این روابط در بیشترین جنبه های زندگی جمعی ، سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی قابل پیگیری و مشاهده می باشد .
نتیجه گیری و ارائه راهکارها :
دولت می تواند بخشی از وظایف خود را درباره مدیریت بر منابع عمومی به سازمانهای غیر دولتی تفویض کند . بر این مبنا پیشنهاد می شود تا با ظرفیت سازی ، مشارکت این سازمان ها در مدیریت منابع عمومی مورد توجه قرار گیرد و زمینه های لازم را برای تحقق آن فراهم آورد .
یکی از عوامل بازدارنده توسعه کمی و کیفی سازمانهای غیر دولتی ، عدم قوانین حمایتی از آنها می باشد . بنابراین پیشنهاد می شود دولت با بررسی متمرکز و تنظیم لوایح مربوط و تقدیم آن به مجلس ، زمینه لازم برای قانونمند کردن این سازمانها را در کشور فراهم آورد . همچنین با تعیین مراجع و مراکز خاصی برای به رسمیت شناختن آنها ، راه را برای فعالیت موثر آنها در جامعه هموار سازد .
سطوح مشارکتی ، چارچوب مناسبی برای مشارکت بخشهای دولتی و غیردولتی در مدیریت منابع عمومی است . این چارچوب راهنمای مناسبس برای همکاری بخشهای دوگانه ( دولتی و غیردولتی ) در مدیریت منابع است . بنابراین به کارگیری آن از مشکلات احتمالی جلوگیری و دامنه همکاریها را مشخص تر می کند .
منابع و ماخذ :
_ آزادی ، محمد و علی پور ، الهام (1384) ، مروری بر ساختار ها و توانایی ها و نقش های سازمان های غیر دولتی ، ماهنامه تدبیر ، سال پانزدهم ، شماره 152
_ احمدپور داریانی ، محمود (1379) ، کارآفرینی : تعاریف ، نظریات ، الگوها ، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران
_ نیازی ، محسن و کارکنان نصر آبادی ، محمد (1386)، دانشگاه کارآفرین ، تهران ، انتشارات ثامن الحجج .
_ مقیمی ، سید محمد (1384) ، کارآفرینی در سازمان های دولتی ، تهران ، نشر فراز پیش
_ Dees, Gregory& Star jeanifer (1992), Enterpreneurship through on ethical lens : dilemmas and Issues for Research and practices . in sexton & kasarda. the state of the Art of Enterpreneurship. Boston : pns – Kent publishing Co.
_ Drucker, P.(1985), The Disciplie of innovation Harvard Business Review maj-june
_ Dunham . R.B and Price , M(1989), management , Scott foresmon & company
سووالات :
1_ ویژگی های عمده سازمانها و تشکل های غیر دولتی را بیان کنید :
الف) تقریبا تمام سازمانهای غیر دولتی متشکل از افرادی است که انگیزه بالایی برای فعالیت در جهت هدفی خاص دارند .
ب) اعضا در سازمان های غیر دولتی ، به طور داوطلبانه فعالیت می کنند .
ج) بیشتر سازمان های غیر دولتی به دنبال سود به معنای کسب در آمد نیستند ، به عبارت بهتر اکثر سازمان های غیر دولتی غیر انتفاعی می باشند .
د) غالبا این سازمان ها با توجه به اهداف ویژه ای تعریف می شوند .
گذشته از موارد ذکر شده ، 2 مفهوم دیگر نیز اغلب در تعریف و تشخیص ساختار یک سازمان غیر دولتی به کار برده می شود . ساختار قانونی یک سازمان دولتی ، بروکراتیک است . تصمیم گیری در یک سازمان دولتی ، از بالا به پایین است در حالی که در سازمان های غیر دولتی ، رسمی گرایی اداری کمتر به چشم می خورد و تصمیم گیری ، جمعی و مشارکتی است .
2_ بانک جهانی در یک تقسیم بندی NGO ها را به چند دسته تقیم بندی می کند :
الف) سازمان های محلی یا جامعه مدار ( کوچک ) : سازمان هایی هستند که خدمات خود را به جمعیت کوچک و در ناحیه جغرافیایی محدود ارائه می دهند .
ب) سازمان های ملی : سازمان هایی هستند که در سطح ملی کار می کنند و در یکی از کشورهای در حال توسعه فعالیت دارند .
ج) سازمان های بین المللی : سازمان هایی هستند که معمولا مقر اصلی آنها در یکی از کشورهای پیشرفته است و در کشورهای در حال توسعه دارای شعباتی می باشند .
3_ تاثیر سازمان های غیر دولتی در توسعه کارآفرینی در چند سطح می باشد نا ببرید و سطح اول را توضیح دهید :
سطح اول : مشارکت از نوع مشاوره ای
هر گاه سازمان و یا موسسه ای با هدف مبادله اطلاعات روابط ، مناسبات خود را با سایر سازمانها گسترش دهد و یا مناسبات جدیدی با آنان برقرار نماید . این سطح از مشارکت قابل تعریف است .
برای عملی کردن این سطح از مشارکت دو طرف با برگزاری سمینا رها ، کارگاه های آموزشی ، گرد همایی های مشورتی و امثال آن دانسته ها و نظرهای خود را با یکدیگر مبادله می کنند . به این ترتیب ، آنان از نقطه نظرات یکدیگر درباره مسائل مشترک مورد بحث ، مطلع می شوند .
از عوامل ارزیابی میزان عملی شدن این سطح از مشارکت ، استمرار در فعالیت های مشترک ، تسهیم هزینه ها ، باز بودن و گشودگی محیط جلسات ، ( به نحوی که حق اظهار نظر و مبادله اطلاعات به هر دو طرف داده شود ) و همکاری و تشریک مساعی است .
سطح دوم : مشارکت از نوع هماهنگ سازی سطح سوم : مشارکت در کنار یکدیگر و تکمیلی
سطح چهارم : مشارکت از نوع همگرایی سطح پنجم : مشارکت از نوع نهایی
این وبلاگ فقط برای خدمت به شما ساخته شده و متعلق به همه کسب و کاریهاست(کارافرینی) و همچنین تمام دانشجویان از سراسر کشور