به نام خدا

 

موضوع: روند های تاریخی تفکر کارآفرینانه و عمل در حوزه جهانی

دانشجو: مهدی احمدپور

 

درس کارآفرینی سازمانی و اجتماعی

استاد: دکتر گرفمی

 

 

 

 

 

روندهای تاریخی تفکر کارآفرینانه و عمل در حوزه جهانی

 

1.زمان بندی مطالعات کارآفرینی :

روند تحول زندگی بشر را به شکلهای مختلف می توان بیان کرد (تحول فرهنگی ،اقتصادی و تحول در سطح زندگی و ...).اما انچه که در تمامی این تحلیل ها باید مورد توجه قرار داد عامل تغییر میباشد . در واقع همان نیرویی که پیشرفت مادی و غیر مادی را سبب شده و به انجام رسانده است. امروزه بر همگان آشکار شده است که این عامل تغییر (ارزش آفرینان) از ابتدا تا کنون وجود داشته است و به احتمال زیاد در آینده نیز تغییراتی توسط کارآفرینان صورت خواهد پذیرفت. به طور کلی کارآفرینی را بعنوان عامل تغییر میتوان به خلق کسب و کار جدید و توسعه کسب و کار قدیمی به کوشش فرد یا گروه های کوچک گفت.

 

2.سابقه کارآفرینی در دنیا :

واژه کارآفرینی پیش از آن که مفهوم کلی کارآفرینی به زبان امروزی پدید آید، در زبان فرانسه ابداع شد. در اوایل سده 16 میلادی کسانی را که در کار ماموریت نظامی بودند کارآفرین می خواندند. پس از آن نیز برای مخاطرات دیگر نیز همین واژه با محدودیتهایی مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال 1700 میلادی به بعد درباره ی پیمانکاران دولت که دست اندر کار امور عمرانی مثل ساخت پل،بندر،تاسیسات بودند،از لفظ کارآفرین زیاد استفاده شده است. کارآفرینی و کارافرین اولین بار مورد توجه اقتصاد دانان قرار گرفت و همه ی مکاتب اقتصادی از قرن 16 میلادی تا کنون به نحوی کارافرینی را در نظریه های خود تشریح کرده اند. شومپیتر با ارائه نظریه ی توسعه اقتصادی خود در سال 1934 که همزمان با رکود بزرگ اقتصادی بود موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری کارآفرینان در ایجاد سود مورد توجه قرار گیرد  به همین سبب وی را پدر کارآفرینی لقب داده اند. از نظر وی کارآفرین نیرو محرکه ی اصلی در توسعه ی اقتصادی است.نقش کارآفرینی عبارت است از : نوآوری با ایجاد ترکیب تازه از مواد.

 

3.سیر تاریخی مفهوم کارآفرینی را می توان به 5 دوره تقسیم نمود :

دوره ی اول(قرون 15 و 16 میلادی) : در این دوره صاحبان پروژه های بزرگ که مسوولیت اجرایی این پروژه ها همانند ساخت کلیسا ،قلعه ها ،تاسیسات نظامی و ... از سوی دولتهای محلی به آنها واگذار گردید کارافرین اطلاق می شد . در تعاریف این دوره پذیزش مخاطره لحاظ نشده است .

دوره ی دوم(قرن 17 میلادی) : این دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتی در اروپا بوده و بعد مخاطره پذیری به کارآفرینی اضافه شد.کارآفرین در این دوره شامل افرادی همانند بازرگانان ،صنعتگران و دیگر مالکان خصوصی می باشد .

دوره ی سوم(قرون 18 و 19 میلادی) : در این دوره کارآفرین فردی است که مخاطره می کند و سرمایه ی مورد نیاز خود را از طریق وام تامین میکند، بین کارآفرین و تامین کننده سرمایه (سرمایه گذار ) و مدیر کسب و کار در تعاریف این دوره تمایز وجود دارد .

دوره ی چهارم(دهه های میانی قرن 20) : در این دوره مفهوم نوآوری شامل خلق محصولی جدید ،ایجاد نظام توزیع جدید یا ایجاد ساختار سازمانی جدید به عنوان یک جزء اصلی به تعاریف کارآفرینی اضافه شده است .

دوره ی پنجم دوران معاصر(از اواخر دهه ی 1970 تا کنون ) : در این دوره همزمان با موج ایجاد کسب و کارهای کوچک و رشد اقتصادی و نیز مشخص شدن نقش کارآفرینی به عنوان تسریع کننده این ساز و کار جلب و توجه زیادی به این مفهوم شد و رویکرد چندجانبه به این موضوع صورت گرفت . تا قبل از این دوره اغلب توجه اقتصاد دانان به کارآفرینی معطوف بود اما در این دوره به تدریج روان شناسان ،جامعه شناسان و دانشمندان و محققین علوم مدیریت نیز به ابعاد مختلف کارافرینی و کارافرینان توجه نمودند .

 

4.تا دهه ی 1980 سه موج وسیع کارآفرینی را به جلو رانده است :

موج اول: انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در قالب انتشار کتابهای زندگی کارآفرینان و تاریخچه ی شرکتهای آنان ،چگونگی ایجاد کسب و کار شخصی و شیوه های سریع پولدار شدن می باشد . این موج از اواسط دهه ی 1950 شروع می شود.

موج دوم : این موج که شروع ان از دهه 1960 بوده شامل ارائه رشته های اموزش کارآفرینی در حوزه های مهندسی و بازرگانی است . در حال حاضر در دانشگاهها (در مقاطع تحصیلی گوناگون ) آموزش کارآفرینی ارائه میگردد .

موج سوم : این موج شامل افزایش علاقه مندی دولتها به تحقیقات در زمینه ی کارآفرینی و بنگاههای کوچک ،تشویق رشد شرکتهای کوچک و انجام تحقیقات در خصوص نوآوری های صنعتی می شود که از اواخر دهه 1970 اغاز می شود .

 

5.جهانی شدن و کارآفرینی : به اعتقاد تحلیل گران جهانی سازی وارد مرحله ی پختگی و جا افتادگی خود شده است و این پدیده اکثر جنبه های زندگی انسانها را  تحت تاثیر قرار داده است. هیچ کس نمی تواند تاثیر عظیم آن را بر ساختارهای اقتصادی ،مدیریت و روابط صنعتی در سرتاسر جهان انکار کند. لازم به یاداوری نیست که هند ،ویتنام و چین و بسیاری از اقتصادهای بزرگ و کوچک دیگر جهان از باز شدن بازارهای جهانی به روی محصولاتشان سودی عظیم برده و زمینه رونق اقتصادیشان را فراهم کرده اند. در این میان جهانی شدن کارآفرینی موضوعی بسیار جذاب است. برای مثال هیچ کس در دنیای غرب به سهم نرم افزارهای هند یا کالاهای چینی در اقتصاد منطقه خود بی توجه نیست .جهانی شدن به چین ،هند و بسیاری از دیگر کشورها اجازه داده محصولات خود را در بازارهای جهان فروخته و زمینه کاهش فقر را در کشور خود فراهم کنند. به این ترتیب جهانی شدن به تغییر الگوهی اقتصادی ،جریانهای سرمایه،پیشرفت تکنولوژی و دگرگونیهای عظیم فرهنگی و اجتماعی منجر شده است. اما پرسشی که مدتها مطرح بوده این است که آیا می توان تاثیر کسب و کارهای کوچک در اقتصاد جهان را صرفا به دلیل کوچک بودن آنها نادیده گرفت؟ پاسخ این پرسش این است که در حقیقت این جهان است که کوچک است و کسب و کارهای کوچک و متوسط به سبب تاثیر عظیم خود در اقتصادهای ملی عملا بزرگ هستند . امروزه به طور متوسط 70درصد بازده اقتصادی در کشورهای توسعه یافته حاصل فعالیت کسب و کارهای کوچک و متوسط است . همچنین این شرکتها بخش بسیار بزرگی از  فرصتهای اشتغال را در اقتصادهای ملی به وجود اورده اند. از سوی دیگر تعداد قابل توجهی از کارآفرین ها با بهره گیری از امکانات تکنولوژیک قادرند در خانه به انجام مسوولیتهای شغل خود پرداخته و ارزش افزوده به وجود آورند . این تحولات حاصل رشد تکنولوژی پیشرفته و نیز جهانی شدن اقتصاد است .جهانی شدن از طریق از بین بردن موانع اجتماعی و فرهنگی به هرکس در هرجای جهان اجازه میدهد از ایده های دیگران بهره ببرد و ایده های خود را در اختیار ایشان قرار دهد . ارتباط مستقیم کسب و کارهای کوچک از طریق اینترنت به انجام پروژهای بزرگ ،نوآوری و خلاقیت منجر می شود. جهانی شدن کارآفرینی به ایجاد شغلهای کاملا جدید از جمله تشکیل بانکهای  اطلاعاتی ،سایتهای مرجع ،نشریات تخصصی  و غیره کمک کرده است . کاملا مشخص است محیط  تجاری ،فرهنگی و اقتصادی هر کشور شامل مجموعه منحصر به فردی از عناصر است که باعث می شود هر کشور راه خاص خود را برای توسعه کسب و کارهای کوچک داشته باشد اما در این میان هر کشور برای دستیابی به اهداف توسعه خود چاره ای جز توجه به روندهای جهانی و تاثیر انها بر اقتصاد ملی خود ندارد. برای روشن تر شدن موضوع بهتر است ساختار کنونی کارآفرینی بین المللی را به مسابقه ی، دو تشبیه کنیم . در نظر بگیرید همه بازیکنان در حال آماده کردن خود هستند . یک دهه پیش هنوز مسابقه کارآفرینی اغاز نشده بود اما اکنون از شروع مسابقه مدتی گذشته است .آن دسته از بازیکنان که هنوز دویدن را اغاز نکرده اند چند مرحله عقب تر هستند. در این بازی قواعد بازی را همان جهانی شدن پدیدها  تعیین میکنند. بازیکنانی که با این قواعد

آشنا نیستند حتی اگر با تمام انرژی بدونددر مسابقه مقام نخواهند آورد. تکنولوژی های پیشرفته ارتباطی و نهادهای بین المللی اکنون وجود دارند و هر کشور که از آنها به نفع اقتصاد خود بهره نبرد به جایی نخواهد رسید. تحقیقات نشان می دهد در کشورهایی که از این ابزارها و نهادها استفاده نمی شود سرعت رشد کارآفرینی و اشتغال بسیار کندتر از دیگرکشورها و تنوع مشاغل بسیار کمتر است .

 

6.سابقه ی کارآفرینی در ایران :

علی رغم این که در کشور های پیشرفته ی دنیا از اواخر دهه ی1970 به بعد به موضوع کارآفرینی توجه جدی شده و حتی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه هم از اواخر دهه ی 1980 این موضوع مورد توجه قرار داده اند در کشور ما تا شروع اجرای برنامه سوم توسعه توجه چندانی به کارآفرینی نشده بود،حتی در محافل علمی و دانشگاهی نیز بجز موارد بسیار نادر ، فعالیتی در این زمینه صورت نگرفته بود  . مشکل بیکاری و پیش بینی حادتر شدن آن در دهه 1380 موجب شد که در زمان تدوین برنامه سوم توسعه ،موضوع کارآفرینی مورد توجه قرار گیرد . در برنامه اخیر ،توسعه کارآفرینی در سطح وزارتخانه های علوم ،بهداشت و درمان ،جهاد کشاورزی ،صنایع و معادن و همچنین موسسه جهاد دانشگاهی به دلیل ارتباط با فعالیتهای آنها مطرح شده است.متاسفانه در کشور ما برداشتی که از کارآفرینی دارند این است که ان را با ایجاد کار و یا اشتغال زایی یکی می نامند در حالی که کارآفرینی مفهومی وسیع تر و با ارزش تر اشتغال زایی است. این برداشت نا صحیح از این مفهوم و همچنین تورم نیروی انسانی بیکار در جامعه (به ویژه در بین دانش آموختگان دانشگاهی )موجب شده بسیاری از سیاست های که برای توسعه اتخاذ شده و نیز در بخشنامه ها و سخنرانیهای مسوولان در این خصوص،صرفا جنبه اشتغال زایی برای آن در نظر گرفته شود در حالی که کارآفرینی پیامدهای مثبت و مهم دیگری همانند بارور شدن خلاقیتها ،ترغیب نوآوری و توسعه ی آن ،افزایش اعتماد به نفس،ایجاد توسعه و تکنولوزی ،تولید ثروت در جامعه و افزایش رفاه عمومی است،در صورتی که فقط جنبه اشتغال زایی آن مورد توجه قرار گیرد از سایر پیامدهای ان بی بهره خواهیم شد.

 

 

 

منابع:

 

کتاب کارآفرینی دکتر محمود احمد پور داریانی

 

 و   سایت سازمان بین المللی کار

 

 

 

 

 

 

پرسشها:

 

1.سیر تاریخی مفهوم کار آفرینی را بطور مختصر شرح دهید؟

 

کارآفرین و کارآفرینی اولین بار مورد توجه اقتصاد دانان قرار گرفت.کارآفرینی از کلمه ی فرانسوی Enterprendre  به معنای متعهد شدن نشات گرفته است.که در ابتدا(قرن16میلادی)به کسانی که در کار ماموریت نظامی بودند کارآفرین می گفتند سپس به کسانی که مسوولیت اجرایی پروژه های عمرانی رابرعهده داشتند اطلاق می شد و در ادامه ی تعاریف،مفاهیمی همچون:مخاطره پذیری،تامین سرمایه از طریق وام،نوآوری و.... به آن اضافه شد.

 

 

2. در دوران معاصر(از اواخر دهه ی 1970 تاکنون)چه چیزی باعث جلب توجه بیشتر به کارآفرینی شد؟

 

: در این دوره همزمان با موج ایجاد کسب و کارهای کوچک و رشد اقتصادی و نیز مشخص شدن نقش کارافرینی به عنوان تسریع کننده این ساز و کار جلب و توجه زیادی به این مفهوم شد و رویکرد چندجانبه به این موضوع صورت گرفت . تا قبل از این دوره اغلب توجه اقتصاد دانان به کارافرینی معطوف بود اما در این دوره به تدریج روانشناسان ،جامعه شناسان و دانشمندان و محققین علوم مدیریت نیز به ابعاد مختلف کارافرینی و کارافرینان توجه نمودند.

 

3. جهانی شدن از چه طریقی باعث گسترش کار آفرینی شده است؟

 

.جهانی شدن از طریق از بین بردن موانع اجتماعی و فرهنگی به هرکس در هرجای جهان اجازه میدهد از ایده های دیگران بهره ببرد و ایده های خود را در اختیار ایشان قرار دهد . ارتباط مستقیم کسب و کارهای کوچک از طریق اینترنت به انجام پروژهای بزرگ ،نواوری و خلاقیت منجر میشود. جهانی شدن کارافرینی به ایجاد شغلهای کاملا جدید از جمله تشکیل بانکهای اطلاعاتی، سایتهای مرجع ،نشریات تخصصی و غیره کمک کرده است.