مديريت زنجيره تامين چيست ؟
مديريت زنجيره تامين چيست ؟
تعاريف مختصر و جامعي كه ميتوان از زنجيره تامين و مديريت زنجيره تامين ارائه داد عبارتند از:
زنجيره تامين بر تمام فعاليتهاي مرتبط با جريان و تبديل كالاها از مرحله ماده خام (استخراج) تا تحويل به مصرفكننده نهايي و نيز جريانهاي اطلاعاتي مرتبط با آنها مشتمل ميشود . به طور كلي زنجيره تامين زنجيرهاي است كه همه فعاليتهاي مرتبط با جريان كالا و تبديل مواد ، از مرحله تهيه ماده اوليه تا مرحله تحويل كالاي نهايي به مصرفكننده را شامل ميشود . درباره جريان كالا دو جريان ديگر كه يكي جريان اطلاعات و ديگري جريان منابع مالي و اعتبارات است نيز حضور دارد . (Laudon & Laudon 2002)
مديريت زنجيره تامين بر يكپارچهسازي فعاليتهاي زنجيره تامين و نيز جريانهاي اطلاعاتي مرتبط با آنها از طريق بهبود در روابط زنجيره در جهت دستيابي به مزيت رقابتي قابل اتكا و مستدام ، مشتمل ميشود . بنابراين ، مديريت زنجيره تامين عبارت است از فرايند يكپارچهسازي فعاليتهاي زنجيره تامين و نيز جريانهاي اطلاعاتي مرتبط با آن از طريق بهبود و هماهنگسازي فعاليتها در زنجيره تامين تــــوليد و عرضه محصول .
براي بررسي يك سازمان منحصر به فرد در چارچوب اين تعاريف بايد هر دو شبكه تامينكنندگان و كانالهاي توزيع در نظر گرفته شوند . تعريف ارائه شده براي زنجيره تامين موضوعات مديريت سيستمهاي اطلاعات ، منبعيابي و تداركات ، زمانبندي توليد ، پردازش سفارشات ، مديريت موجودي ، انبارداري و خدمت به مشتري را دربر ميگيرد .
براي مديريت موثر زنجيره تامين ضروري است كه تامينكنندگان و مشتريان با يكديگر و در يك روش هماهنگ و با شراكت و ارتباطات اطلاعاتي و گفتوگو با يكديگر كار كنند . اين امر يعني جريان سريع اطلاعات در ميان مشتريان و عرضهكنندگان ، مراكز توزيع و سيستمهاي حملونقل ، بعضي از شركتها را قادر ميسازد كه زنجيرههاي عرضه بسيار كارايي را ايجاد نمايند . عرضهكنندگان و مشتريان بايد اهداف يكسان داشته باشند ؛ عرضهكنندگان و مشتريان بايد اعتماد متقابل داشته باشند . مشتريان در زمينه كيفيت محصولات و خدمات به تامينكنندگان خود اعتماد ميكنند . علاوه بر آن عرضهكنندگان و مشتريان بايد در طراحي زنجيره تامين براي دستيابي به اهداف مشترك و تسهيل ارتباطات و جريان اطلاعات با يكديگر شريك شوند . بعضي شركتها كوشش ميكنند تا كنترل زنجيره تامين خود را با كنترل عمومي عمودي و با استفاده از مالكيت و يكپارچگي تمام اجزاي مختلف در امتداد زنجيره تامين از تهيه مواد و خدمات تا تحويل محصول نهايي و خدمت به مشتري ، به دست آورند . اما حتي با اين نوع ساختار سازماني ، فعاليتهاي مختلف و واحدهاي عملياتي ممكن است ناهماهنگ باشند . ساختار سازماني شركت بايد بر هماهنگي فعاليتهاي مختلف براي دستيابي به اهداف كلي شركت تمركز كند .
در گام آتي پنج عملكرد براي مديريت در برابر چالشهاي زنجيره تامين بيان خواهيم نمود ...
● برنامه ریزی منابع بنگاه
ظهور ERP را باید دهه ۱۹۶۰ میلادی دانست که عمده تاکید آن در این دوران افزایش درآمد و تقویت کسب و کار از طریق یکپارچه سازی فرایند ها و عملکرد ها بود، ولی در سال ۱۹۷۲ پنج تن از مدیران IBM جهت تکامل و پیاده سازی مفاهیم ERP از سمت خود استعفا دادند و شرکتی با عنوان SAP را که به عنوان نخستین شرکت توسعه و اجرای نرم افزارهای خاص ERP بود، تاسیس کردند و هم اکنون نیز در این زمینه فعالیت دارند.
با ظهور برنامه ریزی منابع سازمان در حوزه تولید، تمامی سیستم های تولیدی تحت پوشش قرار گرفتند. بخشها، فرایندها و وظایف مختلفی از جمله کنترل کیفیت، نگهداری و تعمیرات، حسابداری و مالی و ... به سیستم های تولیدی متصل شدند و برنامه ریزی منابع سازمان به عنوان حد فاصل سیستم های مدیریت زنجیره تامین و مدیریت ارتباط با مشتری مطرح شد. این سیستم بیش از آنکه عنوان جدیدی برای MRPII باشد، به عنوان سطح بعدی در سطوح تکاملی سیستم های کامپیوتری طراحی شده برای پشتیبانی از عملیات سازمان مطرح است. این سیستمها، علاوه بر ویژگیهای اضافی، یکپارچهسازی بهتری از بخشهای MRPII دارند. ویژگیهای اضافه شده به برنامه ریزی منابع سازمان، معمولا شامل مدیریت منابع انسانی، سیستم های پرداخت حقوق و دستمزد، کنترل اسناد و مدارک، کنترل کیفیت و گاهی نگهداری و تعمیرات میشود.
در سال ۱۹۹۵، مقوله اینترنت وارد ERP شد و در سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰، تبادل الکترونیک اطلاعات و ERP با یکدیگر پیوند خوردند. در سال ۲۰۰۰ سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان تحت وب توسعه یافتند که از فناوری چند لایه ای در معماری سیستم اطلاعاتی پشتیبانی می کردند .
امروزه هم سیستم های جدیدی با عنوان ERP II در حال توسعه هستند که اساس آنها وب است و تمرکز بسیار زیادی بر حمایت از بخش مدیریت زنجیر تامین دارند و عملا در تعریف امروز ERP، آن را کاملا مرتبط و جدایی ناپذیر از مدیریت زنجیره تامین تعریف می کنند.
● کارکردهای سیستم برنامه ریزی منابع سازمان
بهطور کلی نمیتوان استاندارد ویژهای برای کارکردهای یک نرمافزار برنامهریزی منابع سازمان ارائه داد؛ چرا که اغلب بهطور خاص برای هر سازمان تهیه میشوند و حتی در صورتی که بهفروش برسند، نیاز به تغییر و هماهنگسازی با موسسه و کسب و کار ویژه آن دارند. از این رو، ممکن است بعضی از نرمافزارها که بهعنوان بهترین گزینه برای برخی موسسهها استفاده میشوند، تنها بعضی از کارکردهای مطرح شده را در برداشته باشند و یا اینکه برخی با داشتن تمامی کارکردهای مطرح، باز هم در پاسخگویی و برآورده ساختن نیازهای یک موسسه ناتوان باشند. با این حال، عمده کارکردهای برنامه ریزی منابع سازمان را میتوان به شرح زیر دستهبندی کرد:
۱) توزیع و فروش: کارکردهای توزیع و فروش به دو گروه کلی زیر تقسیم میشوند:
الف) اتوماسیون نیروی فروش: کارکردهایی را برای انجام فرایندهای فروش - مانند مدیریت قرارداد، پیشبینی فروش و مدیریت سفارش- در اختیار سازمان قرار میدهد تا با ارائه دسترسی بیدرنگ به اطلاعات فروش، وظایفی چون ورود سفارش، تحویل و صدور صورتحساب و...، همگی بهبود یابند.
ب) مدیریت ارتباط با مشتری: ارتباطات میان مشتری و شرکت را، شامل انتخاب محصول، خرید، دریافت شکایات، خدمات پس از فروش و بازاریابی، بهسوی یک سیستم تحت مدیریت سوق می دهد.
۲) برنامهریزی تولید: این بخش از نرمافزار با کاهش دورههای برنامهریزی، ارائه اطلاعات بهروز و افزایش بهرهوری فرایندهای کاری، قابلیت تحویل سریع را برای موسسه فراهم میکند. چنین شیوهای قابلیت بهکارگیری در صنایع مختلف را داراست. یکپارچهسازی بخش پشتیبانی فروش با سایر بخشهای زنجیره تامین، این اطمینان را ایجاد میکند که کلیه تبادلات مربوط به فرایند پشتیبانی - از تدارک مواد و انبارداری تا فروش و توزیع - بهشکلی بهینه تنظیم شوند.
۳) تهیه و تدارک مواد: بخش پشتیبانی تدارک که بعضاً با عناوین مدیریت مواد یا مدیریت انبار یا حتی مدیریت زنجیره تامین نیز شناخته میشود، دامنهای وسیع از توابع یکپارچه را در اختیار دارد که سبب بهینهسازی خرید، مدیریت موجودی و عملیات انبار میشوند. سطح بالای اتوماسیون در این بخش، انجام فعالیتهای زمانبری همچون تعیین منبع بهینه تامین، تحلیل و محاسبه قیمت خردهفروشها، صدور سفارشهای خرید، مدیریت فرایند واگذاری اختیار برای تقاضاهای خرید و پردازش صورتحساب پرداخت را بسیار سادهتر میکند.
۴) مدیریت سازمان و منابع انسانی: این نوع کارکرد در برگیرنده توابعی نظیر مدیریت کارکنان، پردازش وقایع تجاری، پردازش مدیریت سازمان، پردازش پرداخت و مدیریت حقوق و دستمزد است. برنامههای کاربردی گوناگونی در این بخش، برای تسهیل وظایفی چون استخدام، برنامهریزی توسعه کارکنان و ایجاد مشخصههای شغل و سیاهههای تایید صلاحیت، طراحی میشوند.
۵) برنامهریزی و کنترل تجاری: این بخش در برگیرنده کارکردهای کنترل هزینه، تحلیل سودآوری، حسابداری مرکز سود و مدیریت هزینه است. بسته به نوع موسسه، کنترل هزینه محصول شامل دو فرایند هزینهیابی سفارش محصول و کنترل موجودی هزینه است. هزینهیابی محصول، دربردارنده تخمین هزینههای مواد یا هزینههای موجودی، پیش از بهجریان افتادن یک سفارش ساخت است. این بخش کاربردی، ابزاری برای برنامهریزی هزینهها و تعیین قیمتهاست که هزینه کالاهای تولیدی و نیز کالاهای فروخته شده را برای هر محصول محاسبه میکند.
موارد فوق، کارکردهای یک نرمافزار نمونه برنامه ریزی منابع سازمان بودند که بهصورت خلاصه شرح داده شدند.
● روشهای اجرای پروژه برنامه ریزی منابع سازمان
سه روش متداول برای اجرای یک برنامه ریزی منابع سازمان وجود دارد:
▪ انفجار بزرگ :این روش بلندپروازانهترین و سختترین راه ایجاد یک ERP است. در این روش موسسه یکباره همه سیستمهای قدیمی خود را کنار میگذارد و یک سیستم ERP در تمام موسسه راه میاندازد. هرچند روزگاری این روش بر ایجاد ERP ها حکم فرما بود، امروزه کمتر از آن استفاده میشود. واداشتن همه به پذیرش سیستم جدید به طور یکدفعه و همزمان، کاری مهیب است، چون سیستم جدید هیچ مدافعی ندارد. هیچ کس در موسسه تجربه کار با آن را ندارد، بنابراین هیچ کس اطمینان ندارد که سیستم جدید کارش را درست انجام میدهد.
در علم E-Business یا کسب و کار الکترونیک، منظور از Business Intelligence یا اصطلاحاً BI همه راهکارها و ابزارهایی است که با هدف معنا بخشی به دادهها و فرآیند تصمیمسازی، طراحی و پیشنهاد شدهاند. دقت کنید که مفهوم «تصمیمسازی» یا Decision Making متفاوت از فرآیند «تصمیمگیری» است. تصمیمسازی بهمعنای ساختن و پیشنهاد کردن انواع تصمیماتی است که در شرایط خاصی میتوان اتخاذ کرد، در حالی که تصمیمگیری نوعی عمل است و باید از میان راهکارهای موجود یکی را برگزید. فناوری BI در صنعت کسب و کار الکترونیک دنبال چنین هدفی است. BI میکوشد با استفاده از تکنیکهای پیشرفته ارزیابی و تحلیل دادهها، مفهوم یا معنایی را از دل آنها بیرون بکشد. BI بهمعنای تعریف کردن «بافت» و Context برای دادههاست. فناوری «هوشمندی کسب و کار» مدیران و تصمیمگیرندگان را در تصمیمسازی یاری میدهد. از اینروست که گاهی اوقات اصطلاح E-Decision نیز بهکار میرود. BI طیف وسیعی از فناوریهای کامپیوتری را دربر میگیرد. این طیف شامل نرمافزارهای کاربردی، مدلهای کسب و کار و الگوهایی است که به انواع شرکتها و سازمانها کمک میکنند، دادههای پراکنده و بیقواره موجود را به اطلاعاتی کارگشا، قابل فهم، قابل تبادل (به اشتراک گذاشتن میان مدیران) و قابل ذخیره شدن برای تصمیمسازیهای بعدی تبدیل کنند. بههمین جهت BI را میتوان تعبیر دیگری برای یک اصطلاح فنی و شناخته شده در آیتی بهنام Data Mining (کند و کاو دادهها) دانست. در حالی که اصطلاح Data Mining به جنبه تکنیکی و به فنی فناوری مورد بحث اشاره میکند، BI به جنبههای مدیریتی، اقتصادی و کاربردی آن میپردازد و صد البته ابزارها و راهکارهای BI از جنس ابزارها و راهکارهای Data Mining هستند. تفاوت اساسی میان این دو تعبیر این است که فناوری BI، معنا بخشیدن به دادهها و آسان نمودن تصمیمسازی را در قالب سایر راهکارهای کسب و کار الکترونیک همچون CRM، ERP، SCM جستجو میکند در حالی که Data Mining زیربنای این بحث است و نگاهی کلی به مسأله جمعآوری، سازماندهی و تحلیل اطلاعات دارد.
عناصر راهکار Business Intelligence شامل:
- Data Mining
- Data Warehousing
- Online Analytical Processing (OLAP
- Enterprise Resources Planning (ERP
- Analytical Customer Relationship Management
الیزابت ویت در کتاب (Business Intelligence 2) سه مزیت و کاربرد اصلی این راهکار را چنین عنوان میکند:
1- تصمیمسازی بهتر و سریعتر در کسب و کار
2- تبدیل «دادهها» به «اطلاعات»
3- بهک ویت خصیصههای BI را در بهوجود آوردن یک رهیافت منطقی در جمعآوری، سازماندهی، مدیریت و تحلیل دادههای مربوط به کسب و کار، بهصورت زیر دستهبندی میکند:
- جستجو بهدنبال حقایق قابل اندازهگیری و قابل تفکیک (Quantitative) درباره کسب و کار.
- استفاه از یک متدولوژی سیستماتیک برای تجزیه و تحلیل حقایق.
- طراحی و توسعه مدلهایی برای شرح دادن علل و آثار رابطه میان فعالیتهای یک شرکت و تأثیرات این فعالیتها بر محیط خود شرکت.
- جستجو برای یافتن روشهای مختلف به منظور جمعآوری فیدبک (بازخورد) از همه کسانی که در چرخه کسب و کار دخیل یا ذینفع هستند (Stake holders).
- پذیرش این واقعیت که افراد کارمندان همیشه هم رفتار منطقی ندارند.
- متعهد شدن به تصمیمسازیها و اقدامهایی که متکی بر این مشخصهها و تحلیلهاست.
اما تصمیمات خوب به اطلاعات خوب و صحیح متکی است. سیستمهای BI کار جمعآوری، دستهبندی و معنابخشی به دادهها را نیز انجام میدهند. سیستمهای BI نوعاً متکی بر نرمافزارهای بانک اطلاعاتی (Database) و به عنوان ضمیمهای بر آنها تلقی میشوند. این سیستمها دسترسی به حجم عظیمی از دادهها را فراهم میسازند اما این دادهها برخلاف آنچه که در بانکهای اطلاعاتی معمولی وجود دارد، خام و پردازش نشده نیستند، بلکه متراکم، فیلتر شده و طبقهبندی شده هستند و شایستگی اطلاق واژه «اطلاعات» بر خود را دارند. بههمین دلیل فرآیند تصمیمسازی براساس آنها آسانتر و بامعناتر است. این سیستمها قادرند بهطور دینامیک (پویا) دادهها را در قالبها و صورتهای اطلاعاتی متفاوتی متراکم و یکپارچه کنند تا تحلیلگر بتواند معنای روشنی از آنها استنباط کند. از این اطلاعات میتوان با فرمتهای مختلف اعم از جداول، نمودارها و چارتهای متنوع، گزارش تهیه کرد و در روند تصمیمسازی مورد استفاده قرار داد.
اما BI چگونه به روند تصمیمسازی در یک شرکت یا سازمان کمک میکند؟ فلسفه اصلی پشت ایده «هوشمندی کسب و کار» این است که هر بنگاه اقتصادی باید دو دسته از حقایق را کاملاٌ روشن سازد. نخست اینکه رفتارها و فعالیتهای سازمان (Activities) دقیقاً کدامند. دوم اینکه چه رابطهای میان آنها و اهداف و برنامههای سازمان (Objectives) وجود دارد و تاثیرات متقابل این دو کدامند. BI برای این که بتواند به مدلسازی بهینهای از شرایط دو مؤلفه مذکور دست یابد، آنها را در شرایط واقعیشان یعنی در ارتباط با مشتریان، فرآیندهای درونی سازمان و فعالیت شرکتها و سازمانهای همکار میسنجد و دستهبندی میکند.
ارگیری یک رهیافت منطقی در مدیریت
هفت مسألهعمده که توسط راهکار BI هدف قرار گرفتهاند:
1- سازمان نیازهای اطلاعاتی ضروری و حساس خود را تشخیص نمیدهد یا نمیشناسد.
2- سیگنالهای ضعیف از فضا و محیط کسب و کار دریافت نمیشود یا قابل تشخیص نیستند.
3- اطلاعات و دادههایی که از برخی منبابع بیرونی میرسند بهگونهای بهینهای جمعآوری نشدهاند.
4- اطلاعات و دانش پرسنل سازمان بهصورت بهینه مورد استفاده قرار نمیگیرد.
5- حجم اطلاعاتی که باید ذخیره، دستهبندی، پردازش و تحلیل شوند خیلی زیاد است.
6- ابزارها سیستمهای اطلاعاتی و محاسباتی ناکارآمد بهنظر میرسند.
7- از اطلاعات و دادههای موجود در سازمان درست استفاده نمیشود.
این وبلاگ فقط برای خدمت به شما ساخته شده و متعلق به همه کسب و کاریهاست(کارافرینی) و همچنین تمام دانشجویان از سراسر کشور